1 دقیقه.
من کیستم؟ – ۴- شخصیت جستجوگر
***
با دوستی قدیمی مدتهاست گفتگوهای طولانی و عمیق دارم. همۀ ما تصویری از خود داریم. تصویری که میسازیم و براساس آن زندگی میکنیم. گاهی یک دوست میتواند این تصویر را برای ما با نگاهی از بیرون بسازد.
از نظر او من شخصیتی هستم با نام Seeker یا جستجو گر.
قبلاً دوستان دیگری با این کلمات توصیف کرده بودند.
- نهایت کنجکاوی
- حقیقت طلب یا حقیقت جو
- شخصیت علمی
و دوستان دیگری اینطور من را توصیف میکردند که غیر قابل اطمینانم و یا کسی هستم که بلند مدت نمیتوانند رویش حساب باز کنند. که میتواند جنبۀ منفی همان خصوصیت اصلی باشد.
شاید تمام اینها درست باشند.
ساختار ذهن من به دنبال کشف است.
کشف کردن شبیه یک محقق، از بزرگترین لذتهای من است.
من کشف میکنم پس هستم.
من با مسافرت کردن و نوشتن و مشاهده و آزمایش کردن دنیا را کشف میکنم.
خیلی زود چیزها برایم تکراری میشوند. معمولاً تا وقتی یک کاری برایم یادگیری داشته باشد در آن میمانم.
از کارهای تکراری به شدت متنفرم.
کارهایی که حاوی تحقیق باشد برایم جذاب است. مخصوصاً تحقیقات میدانی. کارهایی که حاوی مشاهدهگری دقیق باشد.
این علاقه به تحقیق خودش را در علاقه به فیزیک و علوم تجربی نشان داد بعد کشف طبیعت و کشف رشتههای مختلف و کشورها و سازمانهای مختلف.
مدتی بعد هم همین حس جستجوگری ذاتی معطوف به دنیای درون و دنیای آدمها شد. وارد یوگا و مراقبه و معنویت شدم.
از نظر این دوست، من جستجوگر ابدی هستم. زندگی تا وقتی جذاب است که حاوی کشف باشد. مرگ هم برایم جذاب است چون کشف دنیای دیگری است.
جدیداً دنیای درون خودم و آدمها و ذهن خودم و آنها برایم جذاب شده است چون دنیای جذاب و کشف شدنی است.
خدا و مفهوم بینهایت هم چیزی است که کشف آن هیچگاه تمام نمیشود.
لحظه و خدا مفاهیمی هستند که همواره تازه اند و تو میتوانی همواره در حالت هیجان کشف در آنها بمانی.
نوشتن هم برای من نوعی کشف است.
کشف ذهن خودم در لحظه!

