چه کمکی میتوانم بکنم؟
کمک دو نوع است؛ مادی که با پول اندازه میشود، اما بزرگترین و واقعی ترین کمک، فقط حضور بی شرط کنار دیگری است.
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
برای تمام دوستانی که این سوال را دارند!
کمک دو نوع است؛ مادی که با پول اندازه میشود، اما بزرگترین و واقعی ترین کمک، فقط حضور بی شرط کنار دیگری است.
نیت برخلاف هدف، از درون میجوشد، خیر جمعی دارد و آرامشبخش است؛ نه محدودکننده، نه جاهطلبانه.
جهان رقصی عاشقانه و بازتاب نور الهی است. زندگی در خلوت با خدا و جلوت با انسانهای نورانی معنا مییابد.
بهجای فرار از تکرار ذهن، آن را مشاهده کن؛ این نگاهِ بیواکنش، ذهن را آرام و به رهایی میرساند.
سفر نویسنده از بچهای گیک و درونگرا به بزرگسالی اجتماعی؛ اکنون زندگیاش میان خلوت با خدا و نوشتن، و جلوت با آدمها میگذرد.
عادتها برنامهریزی ذهناند؛ پیش از ساختن عادت جدید، باید ذهن را از شرطیشدگیهای کهنه پاک کرد، وگرنه آزادی و خلاقیت هرگز نمیآید.
در نمایش کثرت، من تجلی موقت خدای یگانهام؛ او هر لحظه نقشی میگیرد و من نقش مقابلش را، در عشقبازی بیپایانِ وحدت.
انسان مانند سلول سرطانیِ زمین از تعادل خارج شده؛ راه درمان، آگاهی، قناعت، کاهش طمع و بازگشت به سکون و مراقبه است.
نانوشتنی راه پیشرفت نیست؛ راه بازگشت از کلمات و ذهن و هویت است: مرگِ ایگو، سبکشدن، آزادی و رسیدن به خدا.
فرای کلمات و ذهن، جهانی هست که تنها با سکوت، مراقبه و حضور در لحظه درک میشود؛ نوشتن از آن، اشارهای ناگزیر به نانوشتنی است.
حقیقت فراتر از ایدئولوژیها و گروهبندیهای سیاسی، در لحظه حال، مراقبه و سکوت است؛ بینهایت وجه دارد و نانوشتنی است. (خلاصه ماشین)
مقاله به بررسی تاریخچه کار و تولید و تأثیرات منفی حرص و طمع بشر بر بقا و سعادت انسان پرداخته و راهحلهایی همچون مراقبه را پیشنهاد میکند.
مفهوم کامیونیتی و معرفی کامیونیتی های بیزینسی و نقش من در آن
چطور میتوانیم کمک بگیریم و کمک بکنیم. چرا آدمها درخواست کمک نمیکنند در حالی که نیاز به کمک دارند. عشق و فیض الهی چطور جریان میابد؟
ادامه موضوع کار آگاهانه و کیفیت کار در مقابل نوع کار و مسوولیت و برنامه های آینده
انتقاد از افراد بیزینسمحور که روابط انسانی را فدای پول و کار میکنند و فقط به خروجی مادی اهمیت میدهند.
#بیزینس_محور #مادیگرایی #روابط_کاری #کار_درونی #جامعه_زامبی
رهایی از مادیات و خدمت عاشقانه به مردم، الهامبخش «کار بودا» به عنوان کیفیتی درونی از دهش و معنویت است.
نویسنده به تأمل دربارهٔ مسیر معلم شدن و اهمیت کنجکاوی و یادگیری مداوم میپردازد و مفهوم واقعی معلمی را بررسی میکند.
برای آشنایی کلی با فضای این نوشته ها و اگر اولین بار است که به سایت نانوشتنی می آیید لطفا این متن را بخوانید.
مقاله به بیان تجربههای درونی نویسنده در صبح، عشق، بخشش و آگاهی میپردازد و تاکید دارد بر نور و روشنایی در زندگی فردی و جمعی.
1 دقیقه.خلاصۀ نانوشتنی *** دوستی از من خواسته که نانوشتنی…
نویسنده با اشاره به سریال بودا، جایگاه خود را در طبقه مانکها مییابد و اهمیت معنویت در زندگی بشر را تبیین میکند.
نوشتن را نوعی نماز میدانم؛ ارتباطی با خدا که در آن سوالاتم را طرح و مشاوره میگیرم، در سکوت و تنهایی با او حرف میزنم.
نویسنده در این مقاله از تجربه نوشتن و تحولات فلسفی خود صحبت میکند و به ارتباطش با خدا و مفهوم نانوشتنی اشاره میکند.
عبارت «درخدمتم» در فرهنگ ایران عمیق است و نماد واژهای است که خدمت واقعی به عشق و طبیعت را در بر میگیرد، نه به نفس خود.
برنامهریزی ریاضی برای زندگی فردی، شامل تبیین متغیرهای زمانی، مکانی و روابط است، اما در نهایت بر توهم هویت و ضرورت زیستن به بزرگترین اهداف تأکید میشود.
امروزه ارتباطات انسانی کاهش یافته و بسیاری به جای صحبت کردن، نوشتن را ترجیح میدهند. نویسنده به جستجوی ارتباطات عمیقتری پرداخته و به مفهوم خدای درون اشاره میکند.
درون نگری و نوشتن به ارتباط با خود و خدا کمک میکند، باعث آرامش و عشق میشود و بهترین راه برای درک جهان داخلی است.
زندگی را به شغل محدود نکنید. ارزش زندگی در لحظه، معنا و عشق است. بدون حسرت زندگی کنید و شغل را به عشق تبدیل کنید.
نویسنده با مفهوم تصمیمگیری و عدم تصمیمگیری دست و پنجه نرم میکند و نشان میدهد که این درگیری به زندگیاش شکل میدهد. در نهایت، تسلیم تصمیمات خداوند میشود.
مسئولیتهای فردی شامل درک مسئولیت خود، حفظ سلامتی و محدود کردن ورودیهای ذهنی است، در حالی که جامعه مسئولیتهای بیشتری تعیین میکند که گاهی با چالش مواجه میشود.
این مقاله به تعریف مجدد کار پرداخته و کار را به عنوان تعهد، خدمت و تعامل معرفی میکند که بر اساس عشق و آگاهی شکل میگیرد.
بزرگترین مشکل بشر بیایمانی است. معنویت و ایمان واقعی میتوانند مشکلاتی مانند جنگ، فقر و افسردگی را حل کنند.
کتاب نانوشتنی به بررسی ضرورت یا بینیازی از چاپ نانوشتنی میپردازد؛ بر افکار مختلف درباره حقیقت و استقبال از آن تأکید دارد.
در این مقاله، بر اهمیت کار برای خیر جمعی تاکید شده و به ضرورت رهایی از حرص و ترس در مسیر معنوی اشاره میشود.
تعهد به هر موضوعی میتواند زندگی را معنیدار کند. نویسنده تاکید میکند که خودِ تعهد مهمتر از موضوع آن است.
گسترش آگاهی مهمترین وظیفه است. ابتدا آگاهی شخصی باید افزایش یابد از طریق مدیتیشن. سپس با به اشتراکگذاری تجربهها، تأثیر اجتماعی مثبت ایجاد کنیم تا دیگران را نیز آگاه کنیم.
نویسنده در این نوشته به بررسی مفهوم کمک میپردازد و تأکید میکند که کمک واقعی تنها از درون ممکن است، نه از بیرون.
ذهن شلوغ همچون شهری پر ترافیک است. افکار و احساسات متنوعی میآیند و میروند. نوشتن، روش مؤثری برای نظمدهی به ذهن و آرامش است.
تولد نانوشتنی به شرح فرآیند آفرینش و مفاهیم از خدا بهواسطه کلمات و نوشتن میپردازد و در نهایت به عدم قابل فهم بودن خدا اشاره میکند.
مسیر معنوی به نانوشتنی برای خوانندگانی است که از جدایی و رنج رنج میبرند و به جستجو برای معنای عمیقتر زندگی میپردازند.
نویسنده در مورد زیباسازی نوشتههای نانوشتنی تأمل میکند و دو دیدگاه متضاد درباره ارزش و ماندگاری آنها را بررسی میکند.
هدف اصلی نویسنده افزایش آگاهی فردی و جهانی است که به بهبود زندگی مادی و معنوی منجر میشود و از طریق خودآگاهی و مراقبه تحقق مییابد.
نویسنده در این مقاله به تأمل درباره انگیزههای خود برای حضور در اینستاگرام میپردازد و اهمیت عشق را به عنوان درمان دردهای بشری مطرح میکند.
نویسنده به تجربه خود در نویسندگی نانوشتنی میپردازد و ارتباط نوشتن با سکوت و لحظههای معنادار را بررسی میکند.
قمار دو سر برد، قمار عشق با خداست که در آن باید بر سر بالاترین ارزشها ریسک کرد و باختن به خود را جشن گرفت.
نوشتن برای نویسنده، نوعی مکالمه و آرامش ذهن است که احساسات و افکارش را به صورت آزادانه و بدون سانسور بیان میکند.
در اینجا نویسنده درباره حرفهای خصوصیاش مینویسد که میان او و خدا و خودش باقی میماند و از درک عموم خارج است.
این نوشته به توانایی دیدن ذهن از بیرون و غلبه بر ترسهای اجتماعی از طریق نوشتن میپردازد و اهمیت خودآگاهی و پذیرش را برجسته میکند.
نویسنده درباره اهمیت انتخابهای شخصی و تمرکز بر نوشتن به جای فعالیتهای اقتصادی سخن میگوید و به تعهد به خود و آگاهی لحظهای اشاره میکند.
نویسنده در دادگاه به مشاهده نمایشهای ذهنی افراد پرداخته و به بیفایده بودن نوشتن حقیقت و واقعیت در کلمات مرده پی میبرد.
نویسنده به تأملاتش درباره نوشتن پرداخته و آن را نوعی مراقبه و آرامشدهنده میداند، بدون قضاوت درست یا غلط.
این مقاله به بررسی روایتهای ذهنی و تأثیر آنها بر زندگی انسانها میپردازد و راهی برای درک واقعیت و عشق ارائه میدهد.
نویسنده درباره اهمیت نوشتن به عنوان یک ابزار ارتباطی و بقا در دنیای مادی صحبت میکند و چالشهای آن را با دوستی بررسی میکند.
نوشتن به عنوان نوعی مراقبه و آگاهی از افکار و احساسات بیان شده است. انتخاب بین کنار گذاشتن یا پرداختن به نوشتهها، اشاره به عمق ذهن و تجربههای انسانی دارد.
نویسنده درباره چالش سرگرم نکردن ذهن و اهمیت سکوت آن مینویسد، و به ترس افراد از سکوت و نیاز دائمی ذهن به تحریکات اشاره میکند.
نویسنده تأکید میکند که "بودن" و تجربه زندگی مهمتر از "نوشتن" است و باید از جدیت نوشتار فراتر رفت و لحظه را درک کرد.
این مقاله به بررسی جذابیتهای زودگذر سکس، غیبت و سیاست میپردازد و نقش نانوشتنی (عشق و خود واقعی) را در زندگی انسان برجسته میکند.
نویسنده با اشاره به روزه و جشنها، به ساختن دنیای بهتر از درون میپردازد و بر اهمیت خوشبختی و آرامش موجودات تأکید میکند.
مفهوم کار در سفر شناخت درونی تغییر میکند؛ از تعریف قالبی اجتماعی به کار دائمی و آگاهانه، شامل مراقبه و انرژی.
نویسنده مینویسد تا از نبودن و مرگ بگوید، به اعتراف به وجود و ناآگاهیاش بپردازد و در جستجوی معنا باشد.
در این نوشته، نویسنده به تجربهی تنهایی و خودآگاهی میپردازد، از تلاش برای ارتباط با دیگران در حالی که عمیقاً تنهاست، و اهمیت لحظهی حال را برجسته میکند.
نویسنده درباره چالشهای ذهنی و پذیرش تغییرات مداوم زندگی مینویسد و تجربیات نوشتن را به عنوان منبع آرامش و مشاهدهی ذهنی توصیف میکند.
نویسنده در این نامهها به زندگی در زیر سایه اعدام و تجربه شخصیاش از آن میپردازد، و بر امید به آزادی و زندگی در زندان تأکید میکند.
نویسنده در مورد حال خوب و اهمیت آن صحبت میکند، تأکید دارد که حال خوب به زندگی معنا میدهد و در لحظه بودن را ضروری میداند.
این نوشته درباره انتخاب کار و مسئولیتهای فردی در سطح جهانی است و اهمیت آگاهی و عشق در انجام کارها را مطرح میکند.
امروز نویسنده درباره اهمیت یوگا و تاثیر آن بر آرامش ذهن، خلاقیت و بهبود شرایط زندگی انسانها صحبت کرده و به ضرورت آگاهی و سلامت اشاره میکند.
مقاله درباره اهمیت ذهن و نوشتن به عنوان ابزاری برای خلاقیت، مدیتیشن و ارتباط وضعیت ذهنی با کیفیت تولیدات انسانها است.
نوشتن به عنوان یک کارما و بازتاب واقعیت و خیال، چرخههای تکراری زندگی، مرگ و موضوعات existential را بررسی میکند.
نوشتن برای نویسنده تمرینی از آزادی و بیتوجهی به قضاوت دیگران است، جایی برای بیان احساسات و ساختن دنیای شخصی خود.
نویسنده به بررسی موضوعات مختلفی از جمله تکنولوژی، سیاست، حقوق بشر و زندگی شخصی میپردازد و از شعر مولانا الهام میگیرد.
نویسنده به بیان احساسات خود با قلم میپردازد، از تنهایی و ارتباط با دیگران میگوید و بازخوردهای ذهنی با کتاب اکهارت تله را بررسی میکند.
مقاله به تجربه عشق و خدمت در ویپاسانا میپردازد، جایی که فرد با انجام کارهای ساده، به خود و دیگران خدمت میکند و از این ارتباط عمیق لذت میبرد.
نویسنده به واکنشهای خود نسبت به محیط و نوشتنهای شخصیاش میپردازد و تأکید میکند که نوشتن در حقیقت گفتگوی درونی و خودشناسی است.
نویسنده در این مقاله به بررسی هویت نویسندگیش میپردازد و تأکید میکند که نوشتن برای او ابزاری است برای بیان احساسات گذرا، نه ساخت هویت.