1 دقیقه.
آیا فراوان هستم؟
***
امروز صبح نسبت به روزهای دیگر کمتر فراوان بودم. معمولا صبح ها صبحانه نمیخورم و به نیت دهش از خانه بیرون میروم اما امروز صبحانه نان و کره وعسل و چای خوردم و احساسی بود مبنی بر اینکه بیشتر گیرنده هستم تا دهنده. این حس انگیزه ای شد برای نوشتن این نوشته و پرسیدن این سوال مهم : آیا الان فراوان هستم؟
این عدم فراوانی شاید نیازی به بودن در کنار همسر و فرزند بود، نیازی به نوازش شدن و نوازش کردن که خلاء آن را حس میکردم. اما ببینیم حس فراوانی چیست.
حس فراوانی حس بودن در آغوش خداوند است. حسی ناشی از عدم ترس، داشتن امنیت، احساس کفایت و سیری، احساس بی نیازی و استغنا، احساس شکرگزاری و خلاصه خودِ بهشت.
حس فراوانی شبیه حس ثروت است.
حس فراوانی شبیه عشق است.
همان حسی که همهی آدمها به دنبالش هستند چه بدانند و چه ندانند.
چیزی که باید بدانیم این است که در ساحت مادی هیچگاه نمیتوانیم فراوانی را به صورت کامل تجربه کنیم. با این که زمین سرشار است از نعمت ولی به هر حال ماده محدود است.
هر چقدر هم بخواهی لذت ببری باز توسط بدنِ محدودِ خودت، در جایی محدود میشوی.
راه رسیدن به فراوانی عبور از مادیات است و سر زدن به ساحت غیر مادی.
لذت های مادی ناشی از حواس معمولا به سرعت تمام میشوند.
انسانهای باهوش به سرعت به محدودیت ماده ولذت های مادی پی میبرند و از آن سیر میشوند. و از آن دل میکنند.
شاید در ظاهر به نظر افسردگی و دلسردی و تسلیم شدن به مرگ به نظر برسد ولی واقعیتی بزرگ را در خودش دارد. این واقعیت که نمیتوان برای رضایت و شادی کامل به دنیای مادی دل بست.
با وجود محدودیت دنیای مادی میتوان بدون وابستگی از آن لذت برد. از آن شکرگزار بود.
میتوان از همین لذت های کوچک خرسند و شکرگزار بود.
از این که میتوانم دخترم را حتی شده برای مدتی کوتاه در آغوش بگیرم،
از این که میتوانم صبحانه نان و کره و عسل بخورم،
اصلا از اینکه میتوانم نفس بکشم شکرگزارم.
مکتب رواقیون یا اصالت وجود یا اصالت لحظه اینچنین است.
این راهی است برای مزه مزه کردن زندگی.
این مکتب میگوید با وجود مرگ به لحظه بیا و لحظه را مزمزه کن!
از اینکه نفس میکشی خرسند و شکرگزار باش.
تو طلبی از زندگی نداری.
این درگاهی میشود برای ورود به بهشت فراوانی.
این راهی میشود برای ورود به ساحت مقدس نانوشتنی.
*
✍🏻 نانوشتنی
unwritable.org
