الهام لحظه

2 دقیقه.

الهام لحظه

***

دیروز با دوستی صحبت می‌کردم و جالب این بود که من را توصیه کرد به نوشتن! به او گفتم بیست سالی می‌شود که می‌نویسم.

در واقع اینطور است که گره یا سوالی ذهنی دارم و در بیرون پاسخی برایش نمیابم. پس می‌نشینم روبروی یک صفحۀ سفید و سوال را از خودم یا خدا می‌پرسم. بعد شروع می‌کنم به جواب دادن. جواب از خودم یا خدا معمولاً جاری می‌شود در نوشته. و تا کنون این کار را صدها بار انجام داده‌ام. در اکثر موارد جواب می‌دهد.

برای این کار لازم است کاملاً به لحظه بیایم و صریح و شفاف سوالم را بنویسم. لازم است دقیق و بدون سانسور ذهن خودم را مشاهده کنم.

ذهن و احساسات معمولاً سریع کار می‌کنند و سرعتشان از نوشتن بیشتر است. برای نوشتن ذهن و احساسات لازم است ذهن را کند تر کنم تا بتوانم مشاهده‌اش کنم.

چیزی که الان برایم واقعی است، ترس است. ترس از آینده. ترس از آینده ای که ذهنم آن را می‌سازد. این فرآیند با سرعت زیادی اتفاق می‌افتد.

قبلاً در این ترس بوده ام و وقتی به همان آینده رسیدم خیلی هم ترسناک نبود. حالا هم همینطور است.

راه حل آمدن به لحظه است. لحظه جایی است که ترس در آن وجود ندارد.

دوست دیگری می‌گفت از صبح که بیدار می‌شوی الهامات مرتب برایت می‌آیند و اگر شک نکنی و تعلل نکنی در هر لحظه چیزی به تو بهترین را الهام می‌کند. معمولاً این الهامات برای من پشت جنگلی از افکار پنهان شده‌اند. نیاز به تمرکز و مراقبه و مشاهده هست تا از لابلای جنگل، بتوانم الهام درست را ببینم.

دیدن الهام درست و متمرکز نگه داشتن ذهن برای یک زندگی عالی، کافی است.

و این کار را هیچکس برای تو نمی‌تواند انجام بدهد جز خودت.

مثلاً بدون اینکه خودت بخواهی فکر تو می‌رود به سمت فلان آدم یا فلان پول یا فلان تصمیم! شاید لازم باشد در نوشتن بمانی تا ذهن تو آرام و متمرکز بشود. شاید لازم باشد نگران طولانی شدن نوشته نباشی.

این نوشته را باز می‌گذارم تا شب! شاید طولانی بشود! اشکالی ندارد!

سوال! صبحانه بخورم یا نخورم؟ روزه بگیرم یا نگیرم؟ روزۀ کارب بگیرم یا نگیرم؟

جواب! بهتر است تا جایی که می‌توانی روزه بگیری، بعد تا جایی که می‌توانی روزۀ کارب بگیری، بعد با لذت افطار کن!

سوال! به کی زنگ بزنم؟

جواب! آن شخص مهم نیست! مهم حس توست هنگام این کار. مهم نیت توست هنگام زنگ زدن. مهم وضعیت آگاهی توست. اگر سرشار باشی و زنگ بزنی بهتر است. زنگ زدن به آدم‌ها یک نوع مراقبه است. در مراقبه بمان. قبل از زنگ زدن و هنگام صحبت شاهد باش. شاهد جریان افکار و احساسات خودت باش. خلاق باش! خلاق بمان!

سوال! با تنهایی چه کنم؟

جواب! اگر میخواهی تنها نباشی، تنها نبودن را به دیگران هدیه بده. دیگران را از تنهایی دربیار. هرچه می‌خواهی را بده! تو به محض بیرون آوردن دیگری از تنهایی خودت هم بیرون می‌آیی.

سوال! با پول چه کنم؟

جواب. در فراوانی بمان. پول هایت را خرج کن. از تمام شدن پول هایت نترس. بگذار تمام شوند تا ترس تو بریزد.

گاهی ذهن تو با سرعت برق منحرف می‌شود! دوباره برگرد. به مشاهده برگرد. به نوشتن برگرد! ٨:۵٠ صبح! ساعت ٩:٠٩ صبح! بازمیگردیم به ذهن! باز می‌گردیم به نوشته.

سوال! با بی عدالتی چه کنم؟

جواب! بی عدالتی وجود ندارد. خدا عادل است. لحظه عادل است. نگران بی عدالتی در بیرون نباش. نگران بی عدالتیِ درون خودت باش.

ذهن، بی عدالتی را می‌سازد. دنیای بی ذهن، دنیایی عادلانه است.

در بیرون شاید پولی از تو دزدیده شود. هر چیزی که قابل دزدیدن باشد از اول هم مال تو نبوده. مادیات قابل دزدیدن هستند اما چیزهای واقعی خیر. وضعیت درون تو را کسی نمی‌تواند از تو بدزدد. پس نگران نباش.

تو در عدالت بمان. در لحظه بمان. در تعادل ذهن بمان!

Rasool

Rasool

من کیستم؟ من در بهترین حالت آینه‌ای هستم برای تو!
روزی از آینه پرسیدند تو کیستی؟ گفت آنچه تو می‌بینی!

مقاله‌ها: 1535

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *