1 دقیقه.
ایگوی قربانی
***
قبلا در مورد موصوع «قربانی بودن» مطالبی نوشته ام. ایگوی قربانی یا Vcitim identity بسیار شایع است. حالا نیاز هست که بیشتر با هم به این مطلب بپردازیم.
https://unwritable.org/?s=قربانی&ct_post_type=post%3Apage
داستان زندگی این طور است که ناگهان به عنوان یک کودک متوجه میشویم که در این دنیا هستیم. دنیایی پر از چالش و ترس که پایانش هم مرگ است!
این داستان کوتاه، خلاصه ی داستان زندگی همه ی ماست. حالا ما دو پاسخ میتوانیم به این داستان بدهیم.
۱- قربانی
۲- انتخاب گر و مسوول
شاید کل هدف زندگی این باشد که ما از قربانی بیرون بیاییم و به انتخاب گر برسیم.
از نظر ذهن منطقی ما قطعا قربانی هستیم.
اما داستان آگاهی یعنی این که ما از قربانی بیرون بیاییم.
بفهمیم که ما انتخاب گر بوده ایم و هستیم. در هر لحظه.
ما انتخاب گر بوده ایم حتی برای آمدن به این دنیا.
ایگوی قربانی درست نقطه ی مقابل شکرگزاری و پذیرش است.
ایگوی قربانی و مظلوم نما، نفسانیتی پنهان است.
عبور از ایگوی قربانی با وجود ذهن منطقی و دنیای پر از آشوب کاری آسان نیست.
یک بار دیگر میخواستم اینجا تاکید کنم که:
من قربانی نیستم.
من قربانی شرایط نیستم.
من شکرگزار نعمات سرشار الهی هستم.
من شکرگزار تمام سختی ها و آزمایش های زندگی هستم.
همانطور که حلاج قربانی ظلم نشد.
همانطور که عیسی قربانی ظلم نشد.
من هم قربانی نیستم.
به جای آن مسوول و قدرتمند هستم.
قدرتی که از جانب خداوند به من هبه شده و بابت آن بینهایت خاضع و فروتن هستم.
قدرتی که در لحظه هست و حتی میتواند بر مرگ غلبه کند.
*
✍🏻 نانوشتنی
unwritable.org
