1 دقیقه.
بتِ نانوشتنی!
***
چند روزی است که در حال زیباسازی نوشتههای نانوشتنی هستم. طراحی بهتر و زیباتر. اما حسی هم هست مخالف آن!
حسی که میگوید اینقدر این بت را صیقل نده. قبلاً در مورد بت نوشته بودم. بت هر چیزی است که ثابت و مرده است. هر چیزی که مربوط به گذشته است. و سایت نانوشتنی میتواند در این تعریف بگنجد.
فرق بت و خدا چیست؟
خدا همیشه زنده و حاضر و ناظر است. ولی بت نه. پس این نوشتهها به محض نوشته شدن تبدیل به بت میشوند.
اما این نوشتههای مرده دوباره توسط کسی که آنها را میخواند میتوانند زنده شوند و دوباره راهنمایی کنند به سمت آن نانوشتنیِ زنده!
دو دیدگاه کاملاً متفاوت از نانوشتنی میتوانم با ذهنم تصور کنم، اولی جریانات ذهنی گذشته من که هیچ ارزشی ندارند. و دومی دریافت ها و الهاماتی بی زمان که هیچگاه کهنه و فرسوده نمیشوند.
دیدگاه اول میگوید اینها مثل تمام افکار و ذهن نابود شدنی و مثل بت های زمان ابراهیم قابل شکستن هستند.
دیدگاه دوم میگوید این نوشتهها مثل متون مقدس یا اشعار حافظ از جایی بدون زمان آمدهاند و در طول زمان زنده خواهند ماند. دیدگاه دوم میگوید این نوشتهها تنها چیزی است که بعد از من خواهند ماند. میگوید هرچه از نانوشتنی بنویسی نامیرا هم خواهد بود و بالاخره روزی دوباره توسط خواننده ای زنده احیا میشود. این دیدگاه میگوید اینها میراث من هستند حتی بعد از مرگ بدن من!
حال هرکدام درست باشد به هر حال این نوشتهها مسیر درونی یا معنوی من را با وضوح و دقت بالایی نشان میدهند. مسیری که دهها سال در زندگی طی کردم و احتمالا جاهایی از مسیرِ من با مسیر دیگر سالکان راه درونی و معنوی مشترک خواهد بود.
همانطور که این نوشته ها من را به نانوشتنی نزدیک میکنند شاید دیگرانی را هم نزدیک کند!
ان شاء الله

