1 دقیقه.
هنر چیست؟
***
از نظر من، هنر یعنی خدا. به همان اندازه نانوشتنی.
اما میتوانیم به هنر نزدیک بشویم.
نزدیکترین کلمه به هنر، خلاقیت است.
خلاقیت هم یعنی ساختارشکنی. یعنی خلق چیزی جدید. چیزی که قبلاً وجود نداشته.
هنرمند اصلی همان خدا یا خلاق کل است. اما مقداری از این خلاقیت به موجودات و مخلوقات داده شده است.
هنر قابل انحصار نیست. هنر قابل تعریف ذهنی نیست.
ذهنی که براساس گذشته کار کند خلاق نمیشود. شاید چنین ذهنی بتواند اطلاعات قدیمی را دوباره چینی کن ولی این هنر اصیل نیست.
جابجا کردن اطلاعات قدیمی را هوش مصنوعی بهتر انجام میدهد ولی هوش مصنوعی هنرمند نیست. اما خالق هوش مصنوعی حتماً هنر و خلاقیت داشته.
هنر در خودش مخاطب و ارتباط را دارد. هنر واقعی با مخاطب خودش ارتباط برقرار میکند.
هنر، مخصوص یک طبقه اجتماعی نیست.
بزرگترین هنرمند، طبیعت است. انسان هم به عنوان قسمتی از طبیعت، دارای هنر است.
هنر قابل آموزش دادن نیست. هنر باید حتماً مستقیم درک شود.
آنچه قابل آموزش است تکنیک است نه هنر.
هنر همواره نو و شاختارشکن است.
ذهن نمیتوند اند همواره نو باشد. هنبنا براین هنر حتما چیزی فراانسانی است. هنر چیزی فراذهنی است.
تنها مفهومی که همواره میتواند نو باشد مفهوم غیر ذهنی خداوند است.
هنر و خداوند به محض تعریف شدن تبدیل به تعصب و مذهب میشوند. هنر مثل رود جاری است. اگر در جایی متوقف و تعریف بشود دیگر رود نیست. شاید دریاچه یا برکه یا باتلاق باشد ولی رود نیست.
هنر شجاعت میطلبد چون باید از استانداردها و نرم ها خارج بشوی.
هنر در ابتدا تنهاست ولی بعدا ممکن است مشهور بشود یا نشود. در هر صورت هنر از دیده شدن، مستغنی است. گلی که در صحرا می روید به همان اندازه ی گل وسط میدان شهر زیباست.
گل هنرمند است. چه دیده بشود و چه نشود.
هنر گل از درون گل می آید. هنر اصیل انسان هم از درون او می آید.
هنر دموکراتیک است چون همهی آدمها بهرهای درونی از هنر دارند.
هنر واقعا نانوشتنی است.
گاهی هنر میتواند در نوشته ای بیاید یا نیاید.
هنر ارزش کار کردن و توجه دارد.
هنر هدیه ی خدا به انسان است.
انسان خودش هنر خداست.
خدایی که در سکوت خلق میکند. می آفریند و هنر را در تمام ابعاد می گستراند.
و هنر شنیدن سکوت!
و هنر دیدن بدون چشم!
و هنر بی پایان و خلاق الهی!
درست در پایان!
