1 دقیقه.
جنگ تمام شد!
***
در گروهها میگویند جنگ ایران و اسرائیل تمام شده. در این جنگ ١٢ روزه حدوداً هفت هشت روز من هم درگیر شدم. درگیر اخبار جنگ. مسافرتم کنسل شد و اتفاقات جالبی برای من افتاد.
چند روز اول جنگ، بازی روانی خبرگزاری ها من را هم مشغول کرد. چند نوشته در موضوع جنگ نوشتم. اما در چند روز اخیر تصمیم گرفتم اخبار را کنار بگذارم. تحلیل ها را کنار بگذارم.
این اتفاقات باعث شد من از بیرون به درون بروم. و اما درسهای من از این اتفاقات.
در چند روزی که پیگیری وسواس گونۀ اخبار را کنار گذاشتم به وضوح ذهن و جسم سالمتری داشتم.
نمایشی که سیاستمداران فاسد و خبرگزاری های گمراه بازی میکنند، دیگر برایم جذاب نیست.
وقتی دو سیاهی، دو هویت کاذب و دو گروه ناآگاه با هم نمایشی از خرابی میسازند، حداقل من دیگرمشتری آنها نیستم.
با کنار گذاشتن بیرون، بیشتر به درونم پرداختم. کارهایم را بهتر پیگری کردم.
شاید کسی فکر کند این کار نوعی بی توجهی است. نوعی انفعال. ولی اینطور نیست.
من با کنار گذاشتن آگاهانه و فعالِ قسمتی از سیاهیِ بیرون، اتفاقاً بیشتر به چیزهای مهم میپردازم.
و هیچ چیز مهمتر از حفظ کیفیت درونی نیست. کیفیتی که اگر به آن توجه کنی میتوانی از درون به عشق و سکوت دست پیدا کنی.
حتی اگر آن بیرون موشک و جنگ باشد.
این جنگ باعث شد به درون بروم. خبرها و گروههای مرتبط با جنگ و اخبار بی ربط به لحظه و زندگی ام را حذف کنم و بیشتر اگزیستانسیال بمانم.
در دنیای درونم جنگهایی هست که بهتر است به آنها بپردازم. این بهترین کار برای رسیدن به صلح جهانی است.
وقتی حواس ات به کنترل ورودی ها باشد دیگر سیاستمدار ها و خبرگزاری ها نمیتوانند تو را مسحور بازیهای خودشان کنند.
اصلاً من را چه به اخبار و جنگ و تحلیل ها و غیره.
*
گُلعِذاری ز گلستانِ جهان ما را بس
زین چمن سایهٔ آن سروِ روان ما را بس
من و همصحبتیِ اهلِ ریا دورَم باد
از گرانانِ جهان، رَطلِ گران ما را بس
قصرِ فردوس به پاداشِ عمل میبخشند
ما که رندیم و گدا، دیرِ مُغان ما را بس
بنشین بر لبِ جوی و گذرِ عمر ببین
کاین اشارت ز جهانِ گذران، ما را بس
نقدِ بازارِ جهان بِنگر و آزارِ جهان
گر شما را نه بس این سود و زیان ما را بس
یار با ماست، چه حاجت که زیادت طلبیم؟
دولتِ صحبتِ آن مونسِ جان ما را بس
از درِ خویش خدا را به بهشتم مَفرست
که سرِ کویِ تو از کون و مکان ما را بس
حافظ از مَشْرَبِ قسمت گِلِه ناانصافیست
طبعِ چون آب و غزلهایِ روان ما را بس
✍🏻 نانوشتنی
unwritable.org
