1 دقیقه.
خدای بی زمان و مکان
***
خدای بی زمان و مکان یعنی چه؟ دوستان مسیحی ام میگویند بیا کلیسا، خدا آنجاست.
دوستان معتقد و مذهبی هر کدام خدا را به یک مکان یا زمان خاصی وصل میکنند.
مثلاً دوستان طبیعت گرد میگویند خدا در جنگل است.
یا دوستان مراقبه گر میگویند خدا در زمان مراقبه پیدا میشود.
تمام کسانی که سعی در وصل کردن خدا به یک زمان یا یک مکان دارند به نظرم کمی اشتباه میکنند.
من هم البته از اشتباه مصون نیستم.
بزرگترین اشتباه وصل کردن خدا به یک مفهوم ذهنی است.
اشتباه دیگر نوشتن از خداست! اشتباهی که بارها تکرار کردهام! اشتباهی که همین الان در حال انجام دادنش هستم!
اگر بشود، تلاش میکنم از همین کلمات استفاده کنم برای اشاره کردن به چیزی خارج کلمات.
خدا چیزی خارج زمان و مکان و مفاهیم است.
زمان و مکان و مفاهیم ساختۀ ذهن است. اینها در واقع توهم های ذهن است. البته این توهم واقعی به نظر میرسد. تا زمانی که توسط حس های پنجگانه و ذهن دنیا را ببینی هرآنچه میبینی همین است. زمان و مکان و مفاهیم. گوشت و پوست و حس های پنجگانه و حس ها و افکار.
تو بیگ بنگ را میبینی. اما آن هیچی که بیگ بنگ را در خودش جا داده بود نمیبینی.
تو فیلم سینمایی را میبینی. اما آن پرده ای را که تمام تصاویر روی آن بود را نمیبینی.
تو ذهن و استدلال را میبینی ولی آن هوشی را که ذهن را در بر گرفته نمیبینی.
از هرکجا که شروع میکنم میرسم به همان مفهوم خدا.
از هر موضوعی که بخواهم بنویسم وقتی کمی عمیق بشوم میرسم به خدا.
از زندگی، مرگ، ذهن، خانواده، اعتماد بنفس، روانشناسی، پول، فراوانی و و و هر چیزی که در ذهن بیاید.
خدا بی زمان و بی مکان است.
درست مثل لحظه!
درست مثل یک لحظۀ بیگ بنگ!
خدا شبیه سکوت است.
خدا شبیه هیچ است.
خدا شبیه عدم است.
اما در عین حال کل صدا ها و وجودهاست.
خدا جمع و سازندۀ نقیضین است.
خدا نانوشتنی است!
