2 دقیقه.
قربانی جنگ!
***
احساس قربانی بودن، اولین واکنش ما نسبت به جنگ است. من هم گاهی درگیر این احساس میشوم. مثلا در همین نوشتۀ آخری به وضوح درگیر حس قربانی بودم.
احساس قربانی بودن، ساده ترین و طبیعی ترین حسی است که در هر جنگی برای ما به وجود می آید. مخصوصا وقتی ما شروع کنندۀ جنگ نباشیم. یعنی ترس و خشم باعث شروع جنگ میشود. بعد حس قربانی و مظلوم بودن در طرف مقابل به وجود می آورد. بعد همان قربانی، دوباره دچار خشم و غم میشود و این چرخه ادامه پیدا میکند.
یعنی ترس و خشم تولید جنگ میکند. بعد جنگ قربانی تولید میکند. بعد آن قربانی خودش را مظلوم میداند. بعد مظلوم برای احقاق حق خودش دست به جنگ دیگری میزند.
این چرخۀ ناآگاهی است. چرخه ای که از حس جدا افتادگی و دوگانگی شروع میشود. اگر کسی خودش را با جهان یکی ببیند و دیگری را مثل خودش ببیند از ابتدا از تمام این حس ها جدا میشود.
حالا در ایران و در کشور زادگاه من جنگ شده است. جنگ از ترسی که در کشور دیگری به نام اسراییل وجود داشت شروع شد. آنها از جانشان می ترسیدند. آنها خودشان را قربانی جنگ دیگری میدانستند. آنها خودشان را قربانی هیتلر میدانند. آنها خودشان را قربانی تنفر مسلمانان میدانند. و این آنها را به راه انداختن چرخۀ خشم و جنگ وامیدارد. این بار این جنگ به کشور من یعنی ایران رسیده است. حالا مردم ایران در این آوردگاه هستند.
در این میان تعداد بسیاری از مردم، درگیر همان چرخه میشوند. چرخۀ قربانی و غم و خشم و ظلم های دیگر و جنگ های دیگر.
اما تعداد کمی هم از این جنگ و از این رنج در جهت آگاهی بیشتر استفاده میکنند. اولین قدم برای رفتن به سمت آگاهی، توجه به احساسات است.
و مهمترین احساسات در زمان جنگ، حس قربانی است.
این حس، حتی برای من که کیلومترها از جنگ فیزیکی دور هستم اتفاق می افتد. در تمام جنگ هایی که در نوشته ی قبلی نوشتم این من هستم که باید بر حس قربانی غلبه کنم.
تلاش اصلی من اینجاست.
من قربانی نیستم.
من قربانی جنگ ها نیستم.
حتی اگر به کشورم حمله شود باز هم من قربانی نیستم.
حتی اگر فرزندم از من دور شود باز هم من قربانی نیستم.
حتی اگر اطرافم پر باشد از ظلم و نابرابری، باز هم من قربانی نیستم.
من انتخاب گر و قدرتمند هستم.
من انتخاب میکنم که حس قربانی نداشته باشم.
و این شروع حرکت است.
شروع حرکت به سمت آگاهی. حرکت به سمت درست. حرکت به سمت قدرت.
برای کسی که دنیا را جایی تصادفی میپندارد بیرون آمدن از حس قربانی تقریبا غیر ممکن است. برای همین هم هست که اعتقاد درونی به نیروی عادل جهانی برای بیرون آمدن از حس قربانی لازم و ضروری است.
برای بیرون آمدن از چرخه های ناآگاهی، اولین قدم توجه به حس های درونی است. اتفاقا در بحبوحۀ جنگ باید بیشتر به درون رفت.
باید به درون رفت و حس ها را دید.
وقتی به درون بروی، میتوانی یگانگی و عدالت را از درون درک کنی.
و به سادگی از چرخه های ناآگاهی بیرون خواهی آمد.
