هرکه شود صید عشق

2 دقیقه.

هرکه شود صید عشق ..

***

گاهی این سوال برای دوستان پیش می‌آید که شعرهای مولانا به چه درد می‌خورد؟ این اشعار متنی قدیمی است برای هشتصد سال پیش که حالا با این مشکلات سیاسی و اقتصادی سودی برای ما ندارد. 

گاهی تجربۀ ما در زندگی کاملا نقطۀ مقابل این ایده است. 

اگر کسی این غزلها و شعرها را بخواند و تکرار کند چنان اثری دارند که تمام مشکلات، تکرار میکنم، تمام مشکلاتش حل می‌شود. چون عشق، درمان کل علت هاست. 

غزل شماره ١١٢٩ مولانا رو اینجا کاملش را میگذارم. اما گاهی فقط یک بیت یا مصرع آن معجزه می‌کند. اینجا همین یک مصرع را بررسی کنیم. 

هرکه شود صید عشق، کی شود او صید مرگ …

این بیت با صدای جناب وحید تاج و آهنگسازی آرش فولادوند جان تازه ای یافته که لینک آن در زیر هست. 

حتماً این اجرای بی‌نظیر را ببینید و بعد بخوانید تا حس نوشته را بگیرید. لینک به اینستاگرام این شعر

https://www.instagram.com/share/BARvzLGhKd

اول خواستم این نوشته را به صورت ایده ویدیویی ادیت کنم ولی همیشه قدم اول نوشتن ایده است. 

  • گاهی در زندگی زمانهایی پیش می آید که غمی سراغم می‌آید بلافاصله با خودم تکرار میکنم

هرکه شود صید عشق، کی شود او صید مرگ … (به جای مرگ بگذارید غم)

  • گاهی از جهان یا مردم یا زندگی و از ظلم و ناآگاهی موجود دلزده می‌شوم ولی بلافاصله با خودم تکرار میکنم

هرکه شود صید عشق، کی شود او صید مرگ … (به جای مرگ بگذارید شک)

  • گاهی یک لحظه تنهایی و ترس می‌آید ولی بلافاصله با خودم تکرار میکنم

هرکه شود صید عشق، کی شود او صید مرگ … (به جای مرگ بگذارید ترس)

  • گاهی فکری از آینده می‌آید که در خودش ترسی دارد، ولی بلافاصله با خودم تکرار میکنم

هرکه شود صید عشق، کی شود او صید مرگ … (به جای مرگ بگذارید فکر)

این شعر و این مصرع در هر لحظه مرا درمان می‌کند. جملۀ علتهای من را درمان می‌کند. 

بیت دیگری میگوید

جملهٔ جان‌های پاک، گشته اسیران خاک

عشق فروریخت زر، تا برهاند اسیر

یعنی همۀ انسانهای عاشق مثل آن اسیری هستند که عشق، برای آزادیش به پایش طلا ریخته تا آزادش کند. این داستانِ زندگی و مرگِ یک انسان عاشق است. همانقدر غرق شادی و سرور که بنده ای در لحظۀ آزاد شدن. 

لینک به کنسرت این شعر

https://youtu.be/9H5jDcN2cGQ?si=WFU5rWTaCRafAWJr

غزل کامل

مولانا

۱

عُمر که‌ بی‌عشقْ رَفت هیچ حِسابَش مَگیر

آبِ حَیات است عشق در دل و جانَش پَذیر

۲

هر کِه جَزِ عاشقان ماهی‌ بی‌آب دان

مُرده و پَژمُرده است گر چه بُوَد او وَزیر

۳

عشقْ چو بُگْشاد رَخْت سَبز شود هر درخت

بَرگِ جوان بَردَمَد هر نَفَس از شاخِ پیر

۴

هر کِه شود صیدِ عشق کِی شود او صیدِ مرگ؟

چون سِپَرش مَهْ بُوَد کِی رَسَدَش زَخمِ تیر؟

۵

سَر زِ خدا تافْتی هیچ رَهی یافتی؟

جانِبِ رَهْ بازگرد یاوه مَرو خیر خیر

۶

تَنگِ شِکَر خَر بَلاش وَرْ نَخَری سِرکه باش

عاشقِ این میر شو وَرْ نشوی رو بِمیر

۷

جُمله جان‌های پاک گشته اسیرانِ خاک

عشقْ فروریخت زَر تا بِرَهانَد اسیر

۸

ای کِه به زَنْبیلِ تو هیچ کسی نان نریخت

در بُنِ زَنْبیلِ خود هم بِطَلَب ای فَقیر

۹

چُست شو و مَرد باش حَقْ دَهَدَت صد قُماش

خاکِ سِیَه گشت زَر خونِ سِیَه گشت شیر

۱۰

مَفْخَرِ تَبریزیان شَمسِ حق و دین بیا

تا بِرَهَد پایِ دلْ ز آب و گِلِ هَمچو قیر

Rasool

Rasool

من کیستم؟ من در بهترین حالت آینه‌ای هستم برای تو!
روزی از آینه پرسیدند تو کیستی؟ گفت آنچه تو می‌بینی!

مقاله‌ها: 1535

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *