مراحل سه گانۀ تکامل فکر

1 دقیقه.

مراحل سه گانۀ تکامل فکر

***

فکر یا چیزی که در انگلیسی mind گفته می‌شود از بدو تولد در ما هست.

به مرور جامعه و اطرافیان از طریق ورودی‌ها، ذهن را برنامه‌ریزی می‌کنند. درست مثل یک کامپیوتر.

مرحله ١- بسیاری از آدم‌ها خودشان را ذهن می‌دانند و برنامه‌های نوشته شده توسط جامعه را اجرا می‌کنند. مثلاً جامعه می‌گوید اینطور رانندگی کن، اینطور ازدواج کن، اینطور کار کن و غیره.

اینها سرباز جامعه هستند. گروهی که در بالاترین نقطۀ هرم از نظر اقتصادی و قدرت قرار دارند یا برنامه‌ریزی کردن ذهن افراد دیگر به اهداف خود می‌رسند.

مثلاً تعداد زیادی سرباز می‌شوند و بر اساس دستور سیاستمداران به هر سمتی که آنها بگویند شلیک می‌کنند.

مذهب نیز از قویترین برنامه‌های ذهنی بود که درگذشته بسیار کارکرد داشت.

بزرگترین برنامه‌ریزی ذهنی این دوره ،در واقع برنامه‌ریزی اقتصادی است. یعنی بچه‌ها از همان کودکی برای ورود به چرخۀ مصرف و تولید ذهن‌شان برنامه‌ریزی می‌شود.

در این مرحله سیستم ذهن توسط غریزه و جامعه کنترل می‌شود و خود شخص عملاً کنترلی روی آن ندارد. در واقع شهوت ها و اجبارها و تمایلات است که ذهن و اعمال فرد را کنترل می‌کند.

تقریباً ٨٠ درصد مردم در این مرحله می‌مانند. آنها فکر می‌کنند پیروی از شرطی شدگی ها، آزادی است در صورتیکه عین اسارت است.

مرحله ٢- حال عدۀ کمی با مراقبه و دقت، به کارکرد ذهن پی می‌برند. این عده جهشی تکاملی پیدا می‌کنند و قادرند ذهن را مشاهده کنند. یعنی برای اولین بار به فرآیندهای ذهن خودشان و ذهن جمعی آگاه می‌شوند.

این کار نیاز به تمرین فراوان دارد. تمرین مراقبه مشاهده افکار در این راستاست.

نتیجۀ این تحول، بیرون آمدن از تمام قید و بندهای ذهن فردی و جمعی است. گاهی به آن بیداری معنوی گفته می‌شود.

این اتفاق ممکن است به بی مسئولیتی یا بی قیدی تعبیر شود ولی در واقع یکی از مراحل رشد معنوی و رشد آگاهی است. گروهی در اینجا منحرف میشوند و به بزهکار و مجرم تبدیل می‌شوند که اینجا با آنها کار نداریم.

چنین فردی تمام شرطی شدگی های ذهن خودش را بازنگری می‌کند و از نو می‌سازد.

چنین فردی مثل کسی است که می‌تواند خودش در برنامه های کامپیوتر ذهن، دخل و تصرف کند.

این اولین تجربۀ آزادی واقعی است.

مرحله ٣- مرحله سوم یا غایت پیشرفت در انسان این است که بتواند بر فکر و فرآیند ذهن مسلط شود.

چنین فردی نه تنها قادر است ذهن را مشاهده کند بلکه حالا دیگر می‌تواند انتخاب کند. یعنی می‌تواند افکار خودش را انتخاب کند. می‌تواند آنها را سازماندهی کند. و نهایتاً می‌تواند هرآنچه می‌خواهد را در ذهن خودش خلق کند!

چنین کسی مثل این است که خودش طراح و سازنده ذهن و جهان باشد.

حالا او می‌تواند به مرحله خداگونگی نزدیک شود.

Rasool

Rasool

من کیستم؟ من در بهترین حالت آینه‌ای هستم برای تو!
روزی از آینه پرسیدند تو کیستی؟ گفت آنچه تو می‌بینی!

مقاله‌ها: 1536

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *