1 دقیقه.
دریافت نانوشتنی
***
شنیدن و دیدن و خواندن، نوعی دریافت است. در فیزیک پدیدهای هست به نام رزونانس. هر نوع دریافت در واقع نوعی رزونانس است.
بگذارید توضیح بدهم.
در فیزیک هر جسمی یک فرکانس مشخصی دارد. اجسام فقط وقتی مرتعش میشوند که فرکانسشان با فرکانس ارتعاش ورودی هم نسبت یا
برابر باشد.
چند مثال از خودم میزنم.
در نوجوانی اشعار سعدی و مولانا را میخواندم ولی هیچ تاثیری نداشت چون هم فرکانس با ارتعاش آن نبودم.
گاهی اشعار حافظ هم اینچنین است.
مثلاً اتفاق میافتد که کل غزل را فقط میشنوم ولی مرتعش نمیشوم. گاهی هم با یک بیت از حافظ آن قدر مشتعل میشوم که جلوی اشک هایم را نمیتوانم بگیرم.
این تفاوت ناشی از نوع فرکانس من در آن لحظه است.
خلاصه اینکه ما مثل سازهای موسیقی هستیم. هر کدام از ما با فرکانس خاصی مرتعش میشویم.
مثلاً اگر در فرکانس ترس باشیم با نوع خاصی از موسیقی مرتعش میشویم و اگر هم در فرکانس عشق باشیم با نوع دیگری از موسیقی مرتعش میشویم.
بیشتر آدمها معمولاً در فرکانس های پایین مثل ترس و نگرانی هستند و بنابراین هیچ دریافتی از سخنی که از ارتعاش عشق باشد ندارند.
برای همین است که خبرهای منفی معمولاً زود گسترش پیدا میکنند چون بستر ارتعاشی مردم با اخبار منفی، هم فرکانس است.
مهمترین کارِ ما در زندگی بالا بردن حساسیت مان است تا بتوانیم ارتعاشات بالا را دریافت کنیم.
مثلاً اگر در ارتعاش قربانی باشی کمتر سخنان امیدوارانه یا شکرگزاری را دریافت میکنی.
بالاترین ارتعاش ها، مربوط به فرکانس عشق و شکرگزاری و حس یگانگی با جهان است.
این همان ارتعاش خداست. اگر در این سطح باشی به راحتی ارتعاشات خالق را دریافت میکنی که سرشار است از عشق و آرامش و شفافیت و زیبایی.
فرآیند وحی در مذاهب دقیقا همین است. یعنی پیامبر آنقدر ارتعاش وجودی اش را بالا میبرد که میتواند علم الهی را مستقیماً دریافت کند.
هر موسیقی یا اثر هنری یا نوشته ای هم دارای فرکانسی خاص است.
هرکدام از نوشتههای نانوشتنی دارای فرکانس خاصی است که اگر در آن نباشی فقط تعدادی کلمه میبینی.
اگر بتوانی با مراقبه، مدتی در سکوتِ ذهن بمانی، نسبت به فرکانسهای ظریف، حساس تر میشوی.
ذهن هر انسانی هم دارای فرکانس خاصی است.
اگر بتوانی فرکانس او را دریافت کنی میتوانی ارتباط واقعی برقرار کنی.
امیدوارم این نوشته ها، فرکانسی ساده و قابل دریافت از عشق داشته باشند تا راحت دریافت شوند.
