هم‌زمانیِ فقرمادی و معنویت

1 دقیقه.

هم‌زمانیِ فقر و معنویت

***

چرا به نظر می‌رسد که فقرا معنوی ترند؟ چرا هر کجا بدبختی هست حرف از خدا بیشتر است؟ کلا چرا بدبختی و فقر باعث بیشتر شدن احساسات معنوی می‌شود؟ چرا ثروتمندان کمتر سراغ مفهوم خدا می‌روند؟ چرا سرنشینان کشتی فقط در طوفان یاد خدا می‌افتند؟

بگذارید خیلی منطقی نگاه کنیم. ما صاحب چیزی هستیم به نام ایگو یا نفس. این ایگو یا نفس در واقع چیزی است که ما را در دنیا حفظ می‌کند. بقای ما را برای مدتی تامین می‌کند.

اگر بر مسیر نفس ات حرکت کنی می‌شوی چیزی مثل چنگیز خان مغول یا فرعون. ثروت و قلمرو زیادی بدست می‌آوری اما زندگی و مرگ خوب نه!

انسان باهوش، نفس خودش را می‌بیند و ناپایداری آن را می‌بیند و روی آن سرمایه‌گذاری نمی‌کند.

این ایگو یا نفس، شامل بدن و ذهن است. اگرچه این بدن قوی و پایدار به نظر می‌رسد همه می‌دانیم که رو به سوی نابودی است.

اگر چه افکار و احساسات واقعی به نظر می‌رسند همه می‌دانیم که روزی تمام می‌شوند.

تنها زمانی که این واقعیات بزرگ را فراموش کنیم می‌توانیم موقتا به زندگی مادی یا همان بدن و ذهن، دل خوش کنیم. و وقتی مقداری سلامتی و قدرت مادی داشته باشیم این کار راحت تر است.

تقریباً اکثر روشن شدگی های معنوی، از زیاد شدن رنج شروع می‌شود. حال این رنج می‌تواند بدنی یا روانی باشد.

به همین دلیل است که ما این همزمانیِ رنج و معنویت را می‌بینیم.

معمولاً ما در توهمِ خود-پایدار-بینی هستیم. برای همین است که معمولاً جرقه‌ ای از رنج لازم است تا این ایگو یا نفس شکسته شود یا ضعیف شود.

برای کسانی که به مرحلۀ گذر از نفس می‌رسند، اتفاقاً آن رنجها بزرگترین نعمت هستند. آن جبر برای آنها رحمت است.

ولی قبل از رسیدن به پذیرش و رقت قلب، معمولاً نفس ها شاکی و مدعی اند. آنها جبر الهی را نمی‌پذیرند و از آن شکایت دارند.

داستان این است که چیزی به نام مرگ وجود دارد که همه در مقابلش برابریم.

جبر باشد پر و بال کاملان

جبر هم زندان و بند کاهلان

هم‌چو آب نیل دان این جبر را

آب مؤمن را و خون مر گبر را

بال بازان را سوی سلطان برد

بال زاغان را به گورستان برد

فقر و رنج برای انسانِ روشن بین، نعمت است. نعمتی که نفسِ او را می‌شکند. توهم او را می‌شکند.

اما تا قبل از رسیدن به مرحله تسلیم و رضا، فقر یا رنج برای تو جز سختی چیزی ندارد.

اما هدف ترقیب یا تشویق فقر و رنج نیست. بلکه هدف، تعدیل نحوۀ دید ما به زندگی است. زندگی ای که ناچارا کوتاه و موقتی است.

تا قبل از معنویت، تو خودت را بزرگترین شخص می‌بینی، اما سوال اساسی این است:

آیا به وجود چیزی بزرگتر از خودت قائل هستی؟

Rasool

Rasool

من کیستم؟ من در بهترین حالت آینه‌ای هستم برای تو!
روزی از آینه پرسیدند تو کیستی؟ گفت آنچه تو می‌بینی!

مقاله‌ها: 1535

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *