مراقبۀ کاری نکردن!

چالش کاری نکردن به معنای مراقبه است که خلاقیت و درک عمیق‌تری از وجود انسان را فراهم می‌کند.

1 دقیقه.

مراقبۀ کاری نکردن!

***

کاری نکردن یعنی بتوانی در یک جا بنشینی بدون این که فعالیت بدنی یا ذهنی ارادی داشته باشی. 

گاهی در چالش کاری نکردن شکست می‌خورم. نتیجه این می‌شود که کار نسبتاً بهتری را انتخاب می‌کنم. مثلا مثل همین الان که نوشتن را انتخاب کرده‌ام. 

چالش کاری نکردن برای اکثر آدم‌ها بی معنی است. معمولاً این را کاری بیهوده و بی معنی و حتی تنبلی یا بی عملی می‌بینند. 

وقتی مدتی این کار را انجام بدهی، تازه نکته را می‌گیری. 

آن وقت متوجه معنای کاری نکردن می‌شوی. کاری نکردن در واقع یعنی مراقبه. 

اما سوال ذهن این می‌شود که چرا؟ چرا اصلاً چنین چالشی باید باشد؟ 

وقتی مراقبه کنی ابتدا افکار به سمت تو هجوم می‌آورند و اگر باز هم در مراقبه بمانی افکار قدرتشان را از دست می‌دهند. 

وقتی افکار قدرتشان را از دست بدهند تو همه چیز را از جایی فراتر از ذهن درک می‌کنی. 

بعضی از این درک ها اینها هستند:

١- این که تو افکارت نیستی. 

٢- این که آینده و گذشته هم فقط یک فکر است. 

٣- این که خلاقیت در فکر نکردن است نه در فکر کردن. 

۴- این که مراقبه یعنی کشف لحظه 

۵- این که رسیدنی در کار نیست و تو از قبل رسیده‌ای

۶- این که خدایی که همه جا دنبالش هستند در لحظه است

٧- این که ماندن در لحظه یعنی ماندن در بهشت

٨- این که اعتماد و اطمینان به خداوند باعث ماندن در حضور می‌شود

٩- این که تو نیازی به تلاش و تقلای زیاد نداری

١٠- این که تمام جوابها درون تو هست

١١- این که عمل کردن هم باید در تعادل با بی عملی باشد واگر نه دویدن، بیهوده است

١٢- این که لحظه کافی است و تو نیازی به آینده نداری

پس همینجا عمل نوشتن را متوقف می‌کنم. 

Rasool

Rasool

من کیستم؟ من در بهترین حالت آینه‌ای هستم برای تو!
روزی از آینه پرسیدند تو کیستی؟ گفت آنچه تو می‌بینی!

مقاله‌ها: 1535

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *