1 دقیقه.
اثبات ریاضی خدا یا بینهایت!
***
دوستی میگفت همه چیز ذهن است!
گفتم نه! یک مشاهده گر هست! یک خدا هست!
او میگفت نه! آن مشاهده گر هم همان ذهن است!
ذهن هر دوی ما ذهن ریاضی و منطقی است. و حالا خلاصۀ مکالمات ما در خصوص اثبات خدا را از طریق ریاضی و منطق، اینجا مینویسم!
گفتم ذهن را مشاهده کن! گفت این ذهن است که خودش را مشاهده میکند.
گفتم بسیار خوب!
بیایید ذهن را قسمت بندی کنیم.
قسمت ١ ذهن تو همان افکار توست.
و قسمت ٢ ذهن میتواند قسمت ١ ذهن تو را مشاهده کند!
تا اینجا قبول؟
گفت بله!
خوب اما خوب که دقت کنی میفهمی که یک قسمت دیگری هم هست که در حال مشاهدۀ هر دو قسمت ١ و ٢ است.
اسم آن را بگذاریم قسمت ٣ ذهن!
تا حالا قبول کردیم که قسمت ٣ ذهن در حال مشاهدۀ قسمت ١ و ٢ ذهن است!
گفت بله!
اما اگر دوباره خوب دقت کنی میفهمی که یک قسمت ذهن هست که دارد کل این داستان را مشاهده میکند. یعنی قسمتی از ذهن هست که دارد قسمت ١و٢و٣ را مشاهده میکند!
اسم آن را بگذاریم قسمت ۴ ذهن!
همین الان هوش برتر شما، متوجه کل داستان شد.
بله این اعداد تا بینهایت میروند!
همینطور ادامه که بدهیم قسمت های ذهن از ١و٢و٣و۴ تا بینهایت ادامه دارند.
پس نتیجه میگیریم که یک بینهایتی اینجاست.
یک بینهایتی هست که در حال مشاهدۀ اعداد است!
یک مفهوم بینهایتی هست که از تمام اعداد بزرگتر است!
یک بینهایتی هست که تمام اعداد را شامل میشود.
این بینهایت، یک عدد نیست! بلکه شامل تمام اعداد است! بزرگتر از تمام اعداد است! هیچ عددی به آن نمیرسد!
خوب اگر فرض کنیم اعداد مخلوقات هستند و این گزاره ها را به عربی بنویسیم اینطور میشود!
الله اکبر!
یعنی خدا از همه بزرگتر است!
لیس کمثله شیء!
یعنی هیچ موجودی مثل او نیست!
وسع کرسیه السماوات و الارض
یعنی شامل تمام چیزها در آسمان و زمین میشود!
آیا این تعابیر همان تعریف بینهایت ریاضی نیست؟
من و تو شبیه همان اعداد هستیم. و خدا بینهایتی است که تمام اعداد در دل اویند. از همه بزرگتر است و شامل تمام اعداد.
تمام اعداد در برابر بزرگی او هیچ هستند!
اگر تو عدد هستی، پس بینهایتی هم هست!
اگر تو هستی پس خدا هم هست!
به همین سادگی!
خدا در حال دیدن خودش است!
خدا در حال نوشتن است!
خدا در حال خواندن است!
خدا نانوشتنی است!
که یکی هست و هیچ نیست جز او!
وحده لا اله الا هو!

