<1 دقیقه.
شعر کهنه، شعر نو، هایکو!
***
دوستانی دارم مودب!
مبادی آداب، ادبیات دان!
ادبیات را خواندهاند و رسیدهاند به اشعار بینالمللی!
تمام اروپا و آمریکا را گشتهاند؛
حالا رسیدهاند به ژاپن!
حالا شعر به سبک ژاپن میگویند.
شنیدهام شعر ژاپنی کوتاه است، درست مثل بازۀ توجه ما.
دیگر کسی حال خواندن چیزی ندارد،
چه برسد به چیزهای طولانی ِ نانوشتنی!
تندخوانی نصرت!
موفقیت در ده روز!
ثروت در پنجاه روز!
چشمهایی که سریع میدوند تا خط بعدی!
ذهن های اسکرولی!
عجب آدمهای اسکولی!
من نه شاعرم
نه نویسنده
نه ادبیات دان
نه مبادی آداب!
من نادانم
نانویسندهام
من بی ادبم!
هرکجا چارچوبی باشد میشکنم!
بت شکنم! ابراهیمم! رسولم!
کم کم تبر را به سمت خودم میگیرم،
خودم را میشکنم!
بی خود و نا خود میشوم!
بی خدا میشوم!
شعر نمیگویم، بلکه شعرطور مینویسم.
شعر چارچوب دارد، شعر برای ادیبان است.
من نویسنده نیستم،
نویسنده طورم!
کلمه بازم!
معتاد ذهن! معتاد کلمه!
بی ادبم، بی اخلاقم، بی چارچوبم!
پر از تناقضم!
کثیف، بی ادب، بی قافیه!
بی مقدمه!
بی پایان!
✍🏻 نانوشتنی
unwritable.org
*
شعرطور
https://unwritable.org/category/شعرطور
نویسنده
https://unwritable.org/?s=نویسنده&post_type=post
شعر
https://unwritable.org/?s=شعر&post_type=post
نوشتن
https://unwritable.org/?s=نوشتن&post_type=post
هویت
https://unwritable.org/?s=هویت&post_type=post
ادب پارسی


