انتخاب یک شغل شریف

نویسنده در دنیای حریص امروز، درویشی را شریف‌ترین شغل می‌داند؛ زندگی ساده، قناعت و روشنگری با عمل، و خود را «درویش نویسنده» می‌نامد.

2 دقیقه.

انتخاب یک شغل شریف

***

معمولاً برای انتخاب رشته تحصیلی و شغل، آدمها به وضعیت بازار و جامعه نگاهی می‌کنند. مثلاً می‌گویند مردم نیاز به خانه و زیرساخت دارند و بازار ساخت و ساز داغ است پس برویم در این صنعت سازنده یا مهندس بشویم. حدود بیست سال پیش من هم این کار را انجام دادم. 

حالا هم سطح درک من تغییر کرده پس اگر لازم باشد شغلی جدید انتخاب کنم باید دوباره این بررسی ها را انجام بدهم. 

جامعۀ بشری دچار مرض خودخواهی و حرص و ولع شده. بیشتر کشورها و آدمها در جستجوی خوشبختی، شبانه روز به جنگ با طبیعت و جنگ با یکدیگر پرداخته‌اند. 

وضعیت محیط زیست و روابط بین آدمها و کشورها را اگر یک بار نگاه کنید، فکر میکنم نیازی به اثبات این موضوع ندارم. 

حال در چنین حالتی که نعمت فراوان است و زمین فقط با کمی قناعت و معنویت، می‌تواند تبدیل به بهشت وعده داده شده بشود به نظر من مهمترین شغل درویشی است! 

یک درویش ابتدا نیازهای خودش را به حداقل می‌رساند و تاثیر منفی خودش را بر محیط زیست کم می‌کند. 

سپس در کوی و برزن به گشت زنی می‌پردازد و با آدمها صحبت می‌کند. 

یک درویش با روش زندگی اش به آدمها درس میدهد نه با سخنرانی و کلاس درس یا منبر موعظه. 

یک درویش واقعی، خودش روشنی بخش است. یک درویش واقعی مثالی است از قناعت و تعادل و ارتباط انسانی و محبت و بی نیازی. 

یک درویش تعادل را به دنیای دیوانه وار امروزی برمیگرداند. 

یک درویش خواسته‌های نفسانی خودش را رام کرده و به حداقل ها راضی است. 

یک درویش واقعی مثل بوداست. بودا یکی از اولین درویش ها بود. 

یک درویش واقعی به روشنی رسیده و می‌داند که املاک و خدم و حشم و حرمسرا، برای تو، شادی نمی‌آورد. او این را زندگی می‌کند. که به زبان امروزی می‌شود زن و بچه و پول و شغل و موقعیت اجتماعی و قدرت!

یک درویش تمام هویت هایش را کمرنگ کرده و فقط یک هویت برایش باقیمانده است. همان هویت درویشی. 

اما من می‌توانم یک درویش مخفی بشوم! یعنی درویشی که همان هویت درویشی را هم پنهان می‌کند. برای این کار باید همین نوشته را هم منتشر نکنم! نمی‌دانم هنوز به این مرحله از درویشی رسیده ام یا نه! اما فعلا به نوشتن از درویشی بسنده می‌کنم! شاید درویش نویسنده یا نویسندۀ درپیش فعلاً عنوان شغلی خوبی باشد! بالاخره باید یک عنوانی برای خودت بگذاری واگر نه وقتی آدمها می‌پرسند «چه کار می‌کنی؟» نمی‌توانی وارد گفتگو با آنها بشوی! 

اتفاقاً بعضی دوستان هم تاکنون من را درویش و صوفی و بودا و بودی دارما لقب داده‌اند. بعضی ها هم به شوخی می‌گفتند درویش تسلا سوار! حالا که تسلا هم به خاطر تصادف از کف رفت یک قدمی به درویشی نزدیک شده‌ام! 

یک درویشی که کاملاً در این تعریف است آقای رابین گرینفیلد است که در لینک قابل می‌توانید با او آشنا بشوید. 

https://linktr.ee/robin.greenfield

اگر یک شغل، از همه شریف تر باشد همین شغل 

درویشی است! 

شغل شریف درویشی! 

نویسندۀ درویش نانوشتنی! 

پس بالاخره یک جواب برای این سوال خیلی پر تکرار یافتم! 

درویش نویسندۀ نانوشتنی! 

*

✍🏻 نانوشتنی

unwritable.org

Rasool

Rasool

من کیستم؟ من در بهترین حالت آینه‌ای هستم برای تو!
روزی از آینه پرسیدند تو کیستی؟ گفت آنچه تو می‌بینی!

مقاله‌ها: 1586

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *