ترس را دوست دارم

<1 دقیقه.

1 ***

 ترس را دوست دارم

وقتى براى ترس از تنهايى مى نويسم

و براى ترس از گرسنگى مى خورم و مى نوشم

من عاشق ترسم وقتى آنرا مى بوسم!

چون مورى كه مى دود

و كودكى كه با ولع مى مكد

و انگشتى كه با چشمان باز شيشه اى نورانى را لمس مى كند!

وقتى نور خورشيد زمين سرد را تنها مى گذارد

و ما به دنبال ماه و ستارگانى در آسمان تاريك مى گرديم

و داستانها مى گوييم!

خرس بزرگ و كوچك

سواركار و سوار!

خوشه ى انگور!

وسياهچاله هايى به وسعت تنهايى آسمان!

***

من مى ترسم پس هستم!

آيااگر نترسم نيست مى شوم؟ 

يا هستى ابدى پيدا مى كنم؟

Rasool

Rasool

من کیستم؟ من در بهترین حالت آینه‌ای هستم برای تو!
روزی از آینه پرسیدند تو کیستی؟ گفت آنچه تو می‌بینی!

مقاله‌ها: 1535

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *