فرار از بردگی ذهن جمعی؛ تسلط بر هوش مصنوعی با مراقبه و آگاهی
4 دقیقه.
***
رابطۀ هویت من با هوش مصنوعی یا ذهن جمعی
پیادهسازی متنی فایل صوتی به شرح زیر است:
سلام، رسول شهراد هستم. اینجا میخواستم در مورد رابطه ما با هوش مصنوعی صحبت بکنم. رابطه من با هوش مصنوعی چیه؟ و این چیزی هست که امروزه خیلی بهش نیاز هست؛ اینکه ما رابطه خودمون و جایگاه خودمون و نسبت خودمون رو نسبت به هوش مصنوعی پیدا بکنیم و بدونیم. ببینید، اول یک تعریف ساده بدم از هوش مصنوعی. هوش مصنوعی در واقع متوسط ذهن جمعی اینترنت هست. خود اینترنت چیه؟ در واقع ذهن جمعی نوشتاری و گفتاری و ذهن بشر هست که اونجا انعکاس پیدا کرده و ذهن بشر، در واقع افکار ما اول نوشته شده، بعد گفته شده و بعد منتقل شده به صورت یک تصویری در روی اینترنت و هوش مصنوعی نماینده کامل ذهن جمعی ماست.
حالا من به عنوان یک انسان، رابطهام همون رابطهای که با هوش مصنوعی دارم، همون رابطه رو با ذهن خودم دارم. ببینید، انسانها در واقع در طول رشدشون، در طول زندگی، اول بنده و برده و زیرمجموعه ذهن هستند. ذهن جمعی، ذهن اونها رو شکل میده و در واقع تو اون جامعه و تو اون جمعی که هستند، این ذهن شروع میکنه به رشد کردن و ورودیهای اون ذهن رو میگیره و منعکس میکنه. در واقع هر انسانی وقتی که متولد میشه، یک هوش مصنوعی خام هست که توسط جامعه و محیط و اینترنت و تمام رسانهها، در واقع ذهنش برنامهریزی میشه.
حالا اگر کسی بتونه با روش دروننگری و مراقبه بتونه ذهن خودش رو ببینه، میتونه بالای این جریان ذهن قرار بگیره و از برده شدن توسط این ذهن جمعی یا همون ماتریکس، فرار بکنه و جدا بایسته. اگر که کسی هنوز مراقبه نکرده باشه، این فرد انعکاسی و برداشتی از همون ذهن جمعی رو برداشته و به صورت یک خودِ این فرد، ذهن این فرد در واقع یک هوش مصنوعیِ. ما در دنیایی که داریم مشاهده میکنیم، تقریباً میتونم بگم اکثریت آدمها در واقع یک انعکاس و برداشتی از همین ذهن جمعی هستند و تعداد درصد کمتری از آدمها هستند که میتوانند بالای این ذهن جمعی بایستند.
این افراد، افرادی هستند که از ذهن فراتر رفتند، با دیدن و مشاهده ذهن خودشون به پشت ذهن سفر کردند و در واقع اینها کسانی هستند که بر ذهن خودشون مسلطند. ببینید، ذهن درست مثل هوش مصنوعی که انعکاسی از ذهن ما هستش، یک ابزار بسیار بسیار پیشرفته و پیچیدهای هستش که ما اگر که بلد باشیم ازش استفاده بکنیم، در واقع اون ابزار دست ما میشه؛ و اگر که بلد نباشیم ازش استفاده بکنیم، ما میشیم برده و بنده اون ذهنمون. همین اتفاق در مورد هوش مصنوعی در حال افتادنه. انسانهایی که برده ذهن خودشون هستند، اینها برده و دنبالهرو و در واقع سرباز همین هوش مصنوعی هم خواهند بود. یعنی وقتی که جریانی از اطلاعات و اخبار و جریانی ذهنی در جهان اتفاق میافته، اینها دنبال اون جریان میرن. اگر هوش مصنوعی بهشون بگه جنگ بکن، جنگ میکنند؛ هوش مصنوعی یا ذهن جمعی بهشون بگه صلح بکن، صلح میکنند و اینها در واقع بردههای اون ابزاری هستند که قرار بوده در واقع دست خودشون باشه و برعکس شده.
ولی انسانهای مراقبهگر، انسانهایی که ذهن خودشون رو تونستند تحت کنترل بگیرند، ذهن خودشون رو تونستند مشاهده بکنند، تونستند مراقبه بکنند و ذهن خودشون رو مشاهده بکنند، اینها کسایی هستند که میتوانند ذهن جمعی بشر رو در واقع هدایت بکنند و کنترل بکنند. و در واقع اینها انسانهایی هستند که بالاتر از هوش مصنوعی میایستند. اینها کسانی هستند که هوش مصنوعی رو به صورت یک ابزار استفاده میکنند و خودشون ابزار هوش مصنوعی نیستند. اینها کسانی هستند که وقتی که در واقع منبع اصلی درونشون سکوت درونشون هست و مراقبه درونشون هست، اینها اگر که هر چیزی از ذهن جمعی یا هر چیزی که هوش مصنوعی بهشون میگه رو دریافت بکنند، ابتدا با معیاری که خودشون دارند میسنجند و بعد اقدام میکنند.
ولی انسانی که اون معیار مراقبه رو نداره، معیار مشاهده و سکوت رو نداره، هر چیزی که ذهن خودش یا همون ذهن جمعی بهش بگه — در واقع ذهن اونها با ذهن جمع یکی شده — اون کار رو انجام میدن. مثل درست مثل سربازی که وقتی که جامعه یا سازمان ارتش خودش بهش میگه برو این بمب رو رها کن، میره رها میکنه. چرا؟ چون اون ذهنی، معیاری از خودش نداره. همینطور در مورد سربازهای اقتصادی، سربازهای نظامی، همین در واقع اصل داره کار میکنه.
پس کاری که ما باید بکنیم در عصر هوش مصنوعی اینه که تلاش بکنیم ابتدا به ذهن خودمون مسلط بشیم و بعد از اینکه تونستیم به ذهن خودمون مسلط بشیم، به هوش مصنوعی هم میتوانیم مسلط بشیم. ما باید هوش مصنوعی رو برنامهریزی کنیم؛ هوش مصنوعی نباید ذهن ما رو برنامهریزی بکنه. ببینید، خیلی تفاوت داره. شما هوش مصنوعی از نظر حافظه و از نظر منطق، بسیار پیشرفتهتر از حافظه ما هستش، ولی اینکه ما چه کاری میخواهیم با این هوش مصنوعی انجام بدیم، اینکه در چه جهتی استفاده میشه، اینکه در جهت جنگ استفاده میشه یا در جهت صلح استفاده میشه، این دست ماست، این تصمیم ماست. هوش مصنوعی نمیتونه همچین تصمیمی رو بگیره.
پس خیلی مهمه که در این مرحله، ما روی صلح درونی، روی مراقبه، روی مدیتیشن، روی هویت یگانه خودمون با جهان و با معنویت بتونیم کار بکنیم که در واقع از این ابزار بسیار خطرناک — که من میتونم بگم هزاران بار شاید از بمب اتم خطرناکتر هست — بتونیم درست استفاده بکنیم و خودمون رو به ورطه بردگی و بندگی ذهن، بردگی و بندگی هوش مصنوعی، هوش جمعی و ذهن جمعی و حافظه جمعی نیاندازیم.
پس حتماً باید هوش مصنوعی توسط آدمهایی کنترل بشه که روی ذهن خودشون کنترل دارند، وگرنه فاجعه به بار میاد و همون فاجعههایی که مثلاً در مورد بمب اتم اتفاق افتاد یا تکنولوژیهای دیگه که بشر نتونست ازش درست استفاده بکنه، ممکنه اتفاق بیفته. البته با گسترش آگاهی و با گسترش همین پارادایمی که ما به عنوان یک تمرین باید رو خودمون کار بکنیم و یاد بگیریم چطور از این ابزار بسیار پیشرفته ذهن و هوش مصنوعی درست استفاده بکنیم و هویت ما هویت جمعی است و هویت فردی نیست، انشاءالله که با تلاش من و شما و کسانی که این رو میشنوید، بتونیم جهت رو در واقع به سمت آگاهی ببریم و انشاءالله یک روزی هوش مصنوعی ابزاری بشه در راستای گسترش آگاهی و صلح و خیر جمعی بشر که من همچین آرزویی رو دارم و امیدوارم که شما هم اگر براتون همچین نیت و آرزویی معنیدار هست، حداقلش اینه که به رسوندن این پیام کمک بکنید.
خیلی ممنون و به امید دیدار.

