امنیت می‌خواهی یا آگاهی؟

مسیر آگاهی به‌جای وعدهٔ امنیتِ دروغین، با پذیرش عدم قطعیت و واقعیت‌های سخت زندگی همراه است.

AI suggested title

امنیت یا آگاهی؛ انتخاب شجاعانه در روابط و زندگی

3 دقیقه.

***

صوتی

امنیت می‌خواهی یا آگاهی؟

سلام، رسول شهراد هستم. می‌خواهم اینجا در مورد موضوعی صحبت کنم که تو روابط‌ام مشاهده کردم. من تقریباً چهار پنج سال پیش که جدا شدم، شروع کردم به ارتباط گرفتن با خانم‌ها و یک سری پترن‌ها و الگوهایی را مشاهده کردم که اینجا خواستم براتون توضیح بدم.

و خلاصهٔ این داستان توی یک سؤال خلاصه میشه که در واقع من از آدم‌ها می‌پرسم که: «تو امنیت می‌خواهی یا آگاهی؟» و در واقع این سؤالیه که هر کدوم از ما می‌تونیم از خودمون بپرسیم که در واقع تو کل زندگی کاربرد داره. ببینید ما چیزی که من مشاهده کردم، اکثر احساسِ قالبِ اکثر خانم‌ها احساس ترس هست و به صورت طبیعی، وقتی که از چیزی بترسیم، می‌خواهیم که دنبال امنیت می‌گردیم. حالا این ترس‌ها من می‌توانم اینجا خلاصه‌شو بهتون بگم: ترس از تنهایی، ترس از بی‌‌پولی، ترس از آینده و این‌ها باعث میشه که این بیشتر آدم‌ها شروع بکنند به گشتن به دنبال امنیت؛ یعنی یک چیزی که در واقع این امنیت رو بهشون بده، بهشون بگه که تو هیچ‌وقت تنها نمی‌شی، تو هیچ‌وقت بی‌پول نمی‌شی و دنبال این امنیت در معمولاً در یک مرد می‌گردند و با شناخت این مسئله، می‌شه به عنوان یک مرد به راحتی به این آدم‌ها وعده‌های دروغ داد و گفت که «خوب بله، من همیشه هستم، من متعلق به توام، من همیشه تو رو ساپورت و حمایت می‌کنم، همیشه به تو حمایت مالی، حمایت عاطفی و این‌ها خیالت راحت باشه صددرصد» و به راحتی گول می‌خورند. این آدم‌هایی هستند که دنبال امنیت هستند و به راحتی توسط چند تا وعده فریب، وعده دروغ گول می‌خورند ولی من می‌خواهم اینجا توجهِ شما رو ببرم به این سمت که حتی کاری می‌کنم که ترسِ شما بیشتر بشه. من ترس‌های شما رو به خودتون نشون می‌دم و بهتون می‌گم که مسیرِ آگاهی اصلا مسیرِ امنی نیست. مسیر آگاهی یک مسیر بسیار ترسناکه حتی، ترسناک‌تره و هیچ‌وقت شما نمی‌تونید روی هیچ بنی‌بشری حساب بکنید که به شما امنیت بده. اون آدمی که می‌گه من به شما امنیت می‌دم، دروغ داره می‌گه و باید حواستون به این موضوع باشه.

همیشه توی تاریخ، آدم‌ها می‌توانستند از ترس‌های مردم و استفاده بکنند برای کنترل‌شون و خانم‌ها به خاطر اینکه ترس‌های زیادی دارند و به راحتی می‌شه این ترس‌ها را شناخت و وعده‌های دروغ داد، خب به راحتی هم قابل کنترل هستند؛ یعنی شما به راحتی تشخیص می‌دهید که یک خانمی از تنهایی می‌ترسه و به راحتی وعدهٔ دروغ بهش می‌دی که می‌گی: «من همیشه با تو هستم» و این یک دروغ بزرگه! ما همیشه نمی‌تونیم با هم باشیم. ما ممکنه فردا بمیریم، می‌تونیم با همدیگه قرارداد ببندیم، می‌تونیم با همدیگه قول بدیم، ولی عدم قطعیت رو تو زندگی نمی‌شه نادیده گرفت؛ اینکه هر لحظه ممکنه پارتنرِ شما بمیره یا به شما خیانت بکنه یا شما رو ترک بکنه، یک واقعیته و اگر من این واقعیت رو نگم یک دروغ گفتم و واقعاً دوست ندارم دروغ بگم حتی به قیمت از دست دادنِ روابط. به خاطر همین، معمولاً خانم‌هایی که دنبال امنیت می‌گردند و حتی آقایون فرقی نمی‌کنه. خیلی از آقایون اینکه ببینند تو در لحظه زندگی می‌کنی، دچار ترس می‌شن، می‌خوان روی سرمایه‌گذاری بلندمدت بکنند، بیزینس‌های خودشون رو انجام بدن و می‌خوان که تو سال‌ها برای این‌ها به صورتی یک سنگ باقی بمونی ولی واقعیت زندگی این نیست! واقعیت زندگی تغییره، واقعیت زندگی داینامیسمه و زندگی یه چیز داینامیکه. هیچ‌وقت نمی‌تونید شما المانِ عدم قطعیت رو از زندگی بردارید و تبدیل به سنگ بشید. بله، میشه قول داد، میشه قرارداد، میشه قرارداد نوشت، میشه تعهد داد، ولی این‌ها همه در واقع تلاش‌هایی‌ایه برای اینکه این عدم قطعیت رو تو زندگی کم بکنیم. من انکار نمی‌کنم که باید هر کسی به قول‌ش عمل بکنه اگر قولی داد، اینو من انکار نمی‌کنم، ولی در عین حال بدونیم زندگی یک چیز غیرقطعی، یک چیز ریسکی و یک چیز هیجان‌انگیزه. ما لحظهٔ بعدِ خودمون رو خبر نداریم و کل زندگی ماهیتش این‌طوریه. ما از لحظه‌ای که به دنیا می‌آییم، هر روز در معرض خطر مرگ‌یم. هر لحظه یک ویروسی، یک بیماری‌ای، یک اتفاقی ممکنه کل زندگیِ ما رو نابود بکنه و نپذیرفتن این موضوع و دنبال امنیت رفتن، در واقع یک چیزیه که خلافِ زندگی‌ست و به هر حال من اینجا می‌خواستم به دوستانی که دنبال امنیت‌های دروغین می‌گردند اینو بگم که متأسفانه این‌طور نیست و حتی شما از دیدنِ من، حضور در کنارِ من، شاید ترسِ بیشتری رو تجربه بکنید و اتفاقاً من این‌هم به فالِ نیک می‌گیرم؛ چون احتمالاً فقط انسان‌های شجاعت‌تر هستند که باقی می‌مونند و اون‌هایی که دنبال امنیت‌های کاذب و دروغین هستند ممکنه فرار بکنند از دستِ من. به هر حال، امیدوارم که این یک گوشه‌ای از حقیقت رو روشن کرده باشه. ممنون که گوش دادید، خدانگهدار و به امید دیدار.»

Rasool

Rasool

من کیستم؟ من در بهترین حالت آینه‌ای هستم برای تو!
روزی از آینه پرسیدند تو کیستی؟ گفت آنچه تو می‌بینی!

مقاله‌ها: 1634

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *