2 دقیقه.
آماده شدن برای روز دادگاه
***
دو روز دیگر قرار دادگاه است. بازیگران این صحنه اینها هستند. قاضی در بالا، منشی دادگاه، وکیل خواهان، احتمالا خود خواهان یا همسر قدیمی، خوانده که بنده باشم و شاید تعدادی شاهد یا تماشاچی!
داد یعنی عدل و عدل از عدالت می آید که نام دیگری برای خداوند است.
عدالت یا حق، چیزی است که همه به دنبال اوییم.
در این نمایشنامه قرار است که به دنبال عدالت یا همان خدا بگردیم.
خیلیها دنبال عدالت در بیرون هستند، اما عدالت هم مثل خدا، در آن بیرون پیدا نمیشود. شاید بتوان نشانههایی از عدالت در بیرون پیدا کرد ولی عدالت اصلی در درون است. عدالت از درون میجوشد و به بیرون سرایت میکند.
در روز دادگاه هر کسی نقشی دارد. قاضی و وکیل به دنبال انجام شغل و بیزینس خودشان آمدهاند. میخواهند نانی کسب کنند و بروند. آنها در چارچوب های از پیش تعیین شده نقششان را بازی میکنند. شاید چارچوب قانون. قانونی که حداقل اخلاق است.
حالا من هم برای ایفای نقش، در حال آماده شدن هستم.
مردم میگویند برو وکیل بگیر و حسابی از قوانین بازی بخوان! برو از هوش مصنوعی کمک بگیر!
وکیل گرفتن یعنی همان بازی را کردن که طرف مقابل کرده.
خواندن قوانین هم یعنی قبول کردن حداقل ها.
آنها میگویند به روش آنها بجنگ! ولی هر کسی روشی دارد برای جنگیدن و روش من برای جنگ، بودن با آرامش بدون خشونت و با حضور و عشق است!
من بازی عدالت را به این روش انجام میدهم و بر اساس اصولی بازی میکنم که به آنها ایمان دارم.
آماده سازی من برای دادگاه اینچنین است.
تمرین بخشش
یعنی درگذشته نمیمانم. گذشته را شخم نمیزنم. گذشته را کنار میگذارم و به لحظه میآیم. هیچ کینه و کدورتی از گذشته با خودم حمل نمیکنم.
تمرین برای اصل عدم ترس از آینده
یعنی پذیرش و اعتماد به قضا و قدر عادلانۀ خداوند. اینطوری دیگر ترسی از نتایج احتمالی دادگاه ندارم. از روی ترس دروغ نمیگویم. آنها قدرتی برای گرفتن عدالت درونی و ثروت درونی من ندارند. من به نتیجه و قدرت خداوند اعتماد کامل دارم.
ماندن در اصل فراوانی
یعنی من با عشق به همه، آنجا حضور پیدا میکنم. هدفم کمک به ضعیف تر ها و پیدا کردن عدالت است. من فراوانم و میتوانم به خودم و فرزندم و همسر قبلی و همه کمک کنم.
بودن در اصل عدم قربانی
نگاه من رو به آینده است. قربانی گذشته نیستم. قربانی سیستم نیستم. قربانی هیچ یک از اتهامات نیستم. هرگز کسی نمیتواند چیزی از من بگیرد. دیگران هرچقدر از روی ناآگاهی دشمنی بورزند، دشمنی آنها در برابر آگاهی و نور درون من هیچ قدرتی ندارد.
اصل بهترین تصمیم برای دخترم تارا
تنها کودک تحت تاثیر در این دادگاه، دخترم تاراست. من مسوول مستقیم اویم و باید همواره بهترین تصمیم را برای او بگیرم.
اصل توکل و حضور در لحظه
نیازی نیست به جزییات زیادی بپردازم. با حضور در لحظه و مشاهده خودم و ماندن در لحظه بهترین پاسخ ها در لحظه در ذهن و زبانم جاری میشوند.
اصل توجه به نفس ها
بهترین درگاه آرامش و حضور در لحظه. درگاه اتصال من به بدن و نیروی حیات. از این اصل همواره استفاده میکنم. همواره و با هر نفس.
*
✍🏻 نانوشتنی
unwritable.org
