ارتش‌های عقیدتی و صلح و یگانگی

ارتش‌های عقیدتی باعث جنگ‌های خونین‌اند. یوگا و درک یگانگی انسان‌ها کلید صلح و همبستگی جهانی هستند. هویت‌های بزرگ‌تر از ملیت و مذهب ضروری‌اند.

2 دقیقه.

ارتش‌های عقیدتی و صلح و یگانگی

***

خونین ترین جنگهای تاریخ، جنگهای عقیدتی بوده‌اند. بی رحم ترین سربازان، همواره سربازان عقیده بوده‌اند. 

همین امروزه هم در واقع جنگ اصلی جنگ ایده ها و عقاید است. جنگی که در درونِ ذهن و روان آدم‌ها شروع می‌شود و نهایتاً تبدیل به موشک و تانک و گلوله می‌شود. 

همین امروز هم مهمترین جنگ، جنگ نرم است. یعنی جنگ هویت ها و عقاید. 

ارتش آمریکا ظاهراً برای آزادی می‌جنگد. 

ارتش اسرائیل برای آرمان موسی و یهود. 

و ارتش مسلمانان برای گسترش دین محمد. 

جنگ، در جایی درون افکار و عقاید ما شکل می‌گیرد. 

دقیقاً در جایی که ما توسط یک فکر مسخ می‌شویم و دچار توهم جدایی. 

وقتی باور کنیم که هویت جدایی از بقیۀ جهان داریم، مرز می‌کشیم، دشمن می‌سازیم، جنگ می‌کنیم و دیگری را می‌کشیم!

به همین راحتی. 

اینجاست که یوگا یعنی یگانگی بشر، تنها امید صلح می‌شود. 

و سعدی بزرگ که یوگی بود چون درک کرد که «بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند»

تا وقتی گوهر یگانۀ وجود خودت را درک نکنی قادر نخواهی بود تا دیگری را از خودت بدانی. 

تا وقتی از درون درک نکنی که ما همه سوار یک کشتی هستیم، به نام کشتی زندگی، با دیگر مسافران کشتی همراه و همدرد نخواهی شد. 

یوگا یا همان توحید، اگر واقعی باشد، مرزهای تو را کمرنگ می‌کند و نتیجۀ آن بزرگ شدن توست. 

تو آنقدر بزرگ می‌شوی که به اندازۀ همان خدای واحد می‌شوی. 

تو کم کم از محدودیت ماده رها می‌شوی و کل جهان می‌شود خودِ تو! 

تو میفهمی که بدن نیستی پس برای تکه ای خاک نمیجنگی!

تو میفهمی که ایده و عقیده نیستی پس برای اثبات خودت، دیگری را نابود نمی‌کنی. 

این، ریشه و هستۀ صلح است. 

یکی شدن با جهان!

اگر تو حس یگانه با جهان داشته باشی سرباز نمی‌شوی، بمب نمی‌سازی، جنگ نمی‌کنی. 

هویت تو بزرگ می‌شود. 

بزرگترین هویت امروز در این سطح آگاهی، هویت کشور است. 

این هویت در اروپا کمرنگ شده و اتحاد اروپا را درست کرده. 

این مسیرِ درست است. 

یعنی پیوستن کل مردم دنیا به هویت هایی بزرگتر از کشور و مذهب. 

هر تلاشی که در جهت بزرگ شدن هویت به سطحی بالاتر از کشور و مذهب باشد ستودنی و در راستای حقیقتِ توحید و یگانگی است. 

اگر دین تو، فکر تو، کشور تو، مذهب تو، حتی گورو و استاد تو، باعث شود تو هویت کوچکتری پیدا کنی قطعاً به بیراهه میروی. 

اگر منش تو، فکر تو و گروه تو باعث بشود تو هویتت بزرگتر بشود، تو در مسیر درست هستی. 

جهانی شدن نه به عنوان تسلط بعضی بر دیگران، بلکه به عنوان درک یگانگیِ کل بشر، شاید مقدس ترین کار باشد. 

یوگا و توحید به معنای اصیل خود، تنها راه نجات کشتی حیات در زمین است. 

افکاری که باعث بشوند تو خودت را جدا و قربانی بدانی، تماما نادرست اند. 

افکاری که باعث بشوند تو خودت را با همسایه و تمام حیات در زمین یکی بدانی افکار درست اند. 

ذهن، خاصیت دوگانه دارد و همینطور این نوشته‌ها. اما به طرز شگفت انگیزی میتوان از ذهن و کلمه استفاده کرد و به یگانگی و بی ذهنی اشاره نمود. 

یعنی میتوان نانوشتنی را نوشت!

یعنی از دو به یک رسید. 

این همان مسیر معنوی و مسیر یگانگی و توحید است. 

ما یک هستیم که دو به نظر میرسیم. 

جهان، وحدتی است که کثرت به نظر می‌رسد. 

جهان، عدالت بی نقصی است که بی عدالت به نظر می‌رسد. 

حتی مرگ، توهمی است که تقریباً وجود ندارد. 

✍🏻 نانوشتنی

unwritable.org

Rasool

Rasool

من کیستم؟ من در بهترین حالت آینه‌ای هستم برای تو!
روزی از آینه پرسیدند تو کیستی؟ گفت آنچه تو می‌بینی!

مقاله‌ها: 1538

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *