4 دقیقه.
ازدواج، اژدهای هشت سر
***
ازدواج غول چند سر است. با هم سرهای مختلف این غول را بررسی کنیم و کمی لبخند بزنیم!
۱- اولین سر این غول، هورمون و ژنتیک است.
این وجه ازدواج در طبیعت ریشه دارد و در بدن، یعنی از عروس دریایی تا ماهی و پلنگ و شیر را شامل میشود. حتی مگس ها هم جفتگیری میکنند.
گوره خر های نر همدیگر را گاز میگیرند و شیرها به زور با ماده-شیر جفت گیری میکنند.
هدف آن بقای نسل و ارتقای کیفیت و تنوع ژنتیکی است.
ابزار آن هورمون ها هستند. هورمون های مختلفی که سر موقع در زمان خودشان فعال میشوند تا تو با یک نگاه عاشق دختر همسایه بشوی و آهنگ انار انار بخوانی و ناگهان خودت را بچه به بغل پیدا کنی. بچه را هم که بغل میکنی هورمون ها باعث میشوند تا ده پانزده سالگی تحملشان کنی و بعد همان هورمون ها باعث میشوند بچه ات از خانه برود و مستقل بشود و دوباره دختر همسایه و تکرار داستان.
داستان چرخش زمین در هورمون ها تکرار میشود و یک نسل دیگر و یک انقراض دیگر و تا ابد این منظومۀ شمسی دور همان خورشید میچرخد!
۲- دومین سر این غول، جامعه است.
این وجه از خاله زنک بازی های زنانه شروع میشود. با دید زدن و سرک کشیدن خانۀ همسایه ادامه می یابد. حتی مولانا و شمس هم احتمالا برای تقویت پیوند اجتماعی از این ابزار استفاده میکنند. قبیله ها برای جلوگیری از جنگ با هم ازدواج میکنند و ازدواج یک وایت آمریکایی با دختر ایرانی باعث نزدیکی دو کشور میشود. حسادت عروس و مادر شوهر در قصه ها معروف میشود و ازدواج پدیده ای اجتماعی به نظر میرسد. در روستاها کل جامعه باید خون شب زفاف را ببینند تا آبروی اجتماعی دو گروه اجتماعی حفظ بشود. فلانی برای حفظ آبرو هزار و سیصد و فلان سکه زیر قرض میرود و خرج عروسی میدهد تا دهن حسودای فامیل را سرویس کند!
۳- سومین سر این غول، اقتصاد است.
از سوال «آقا داماد چه کاره اند» شروع میشود و دختر خانم عاشق ساعت و ماشین داماد میشود. پسر ها در اپلیکیشن همسر یابی گوشه ای از مرسدس بنز و ویلایشان را کنار عکس میگذارند و چک و چانه برای پرداخت طلا هم وزن دختر خانم در مذاکرات پیش از خواستگاری و بله برون شروع میشود.
گاهی همسر و شوهر در رستوران پول غذا را نصف میکنند و از یکدیگر درخواست نفقه و حقوق و پول شیر مادر و پول ازالۀ بکارت و همبستر شدن و حامله شدن را طلب میکنند.
زن حقوقش را خرج خانه میکند و مرد برای زنش طلا میخرد! اما حسابش را جایی نگه میدارند تا نکند یکی یوایشکی جایی پول قایم کند. بعد از ازدواج هم اموال را نصف میکنند و قبل از ازدواج قرارداد تقسیم اموال می نویسند. زن و شوهر ارث و میراثشان را برای هم در نظر میگیرند و کادو برای همدیگر بیمۀ عمر میخرند.
هر چه فشار اقتصادی بیشتر باشد، این سر غول مهم تر و بزرگتر میشود.
بیزینسمن ها هم فرصت خوبی برای ازدواج با پیرمردهای شیرین و شوگر مامی ها پیدا میکنند و پسر ها به دنبال املاک پدر زن میگردند.
۴- چهارمین سر این غول، قانون است.
دادگاه ها و وکیل ها سر گردنه نشسته اند تا زن و شوهری در تله بیافتند. قوانین رنگ و وارنگ ردیف میکنند و سعی میکنند تا رختخواب را برای زن و مرد قانونی کنند. زن قانونا باید تمکین کند و بدنش را تحویل مرد بدهد. و مرد هم طبق قانون اگر زنی ناشزه بود درخواست طلاق را تقدیم قاضی محترم میکند.
وکیل طلاق شریک اموال زن و مرد میشود و تنها کسی است که در این جنگ قانونی برنده میشود.
۵- پنجمین سر این غول، روان انسان هاست.
بعد از پایان حرارت های هورمونی اولیه، سرو کلۀ کمبود های عاطفی و روانی پیدا میشود. اینجا مشاوران خانواده و مشاروان ازدواج دست به کار میشوند. آنها به تحلیل رخت خواب و رفتارهای زوج ها تا ابد ادامه میدهند و بیزینس خودشان را سر پا نگه میدارند. معمولا هم زن و شوهر ها را از هم جدا میکنند و مشتری مادام العمری برای خودشان میتراشند.
مجرد ها آرزوی ازدواج دارند و مزدوج ها آرزوی تجرد.
اینترنت پر میشود از آموزش مخ زدن و راضی کردن زنها و روشهای ترک خودارضایی و فیلم های پورن در حالت های مختلف!
خیانت، موضوع داغ سریالها میشود و هر خبری در این باره داغ و پر فروش میشود.
۶- ششمین سر این غول، مذهب است.
حوا بالای درخت، آدم را گول میزند و هر دو سقوط میکنند به رخت خواب و داستان شروع میشود.
نکاح سنت پیامبر میشود و چهار تا زن مجاز.
اما برای کامل شدن دینت بهتر است یکی بگیری و عدالت را بین صیغه ای و دائمی برقرار کنی. طبق سنت پیامبر زن باید بالای مرد بخوابد و ماه رمضان قبل از سحری یواشکی تیمم کند تا روزه اش باطل نشود. مرد هم باید مواظب باشد از ختنه گاه فراتر نرود و لکه ای پیدا نکند تا مکروه نشود! خلاصه باید وطیِ دبُر را با احتیاط واجب انجام بدهی!
کشیش کلیسا ازدواج نمیکند ولی با بچه ها خیلی مهربان میشود و گندش در می آید و راهبه ها فیلم پورن بیرون میدهند. آخوند محل هم خطبه-سر-خود است و محللِ سه طلاقه های اهل محل میشود.
۷- هفتمین سر این غول، بچه است.
یکی سر اینکه چرا کاندم نذاشتی دعوا راه میاندازد و آن یکی هفت هشت تا بچۀ ناخواسته میآورد و مدام دختر میشود و آنقدر تاس می اندازد تا بالاخره یکی پسر بشود.
آن یکی حامله نمی شود و سراغ رمال میرود و رمال خودش دست به کار میشود و زن را حامله میکند. بچه که می آوری تازه اول داستان است و تازه مشکلات شروع میشود. بر سر بزرگ کردن بچه هزار تا داستان جدید درست میشود و حسابی غوز بالای غوز میشود.
۸- هشتمین سر این غول، معنویت است.
بعد از سالها که به دنبال عشق در زن و مرد میگشتی بالاخره عشق را در جای دیگری پیدا میکنی. یکی در سگش عشق را پیدا میکند و یکی در ماشین قدیمی اش.
و یکی هم مثل حافظ عشق واقعی را پیدا میکند و از زلف و لب یار تو را میبرد به سمت معشوق ازلی و ابدی. معشوقی که با مرگ تازه با او عروسی میکنی و تا ابد با او خوب و خوش میمانی!
وقتی این غول چند سر را میبینی، مخترع کافور را دعا میکنی و به حال خواجگان حرمسرا، غبطه میخوری! دعا میکنی ای کاش از اول بالغ نمیشدی و خنثی میماندی! چرا که این غول خیلی تلفات داده است!
و اما لینک به سخنرانی اکهارت در مورد بازتعریف رابطه.

