6 دقیقه.
تحلیل روان و حس های غالب انسان
***
لطفا ویدیوی مربوط به توضیحات کامل رو در لینک زیر در یوتیوب ببینید.
در بالاترین سطح حس های ما سه تا گروه بیشتر نیستند. در ادبیات فارسی خشم و شهوت و در ویپاسانای انگلیسی به آن Craving and Aversion گفته میشود ترجمه امروزی آن میشود خواستن و پس زدن. خواستن یعنی چیزهایی که طلب میکنیم و پس زدن یعنی چیزهایی که از خود دور میکنیم. در اینجا گروه خواستن را گروه دوم و گروه پس زدن را گروه اول مینامیم. گروه سوم که آن را عشق مینامیم هم تعادل است یعنی نبودن خشم و شهوت.
در سطوح پایین تر چند حس غالب هست که به کرات در خودم و دیگران مشاهده کردم و آنها را اینجا مینویسم.
- حس بی ارزشی شخصی یا کمبود عزت نفس
این حس زیر مجموعه ی گروه دوم یا حس خواستن یا شهوت یا craving است.
آدمها یا حس ارزش ذاتی خودشان را از درون و از مبدا حیات میگیرند و یا خیر.
کسانی که چنین حس ارزش ذاتی را در خودشان پیدا نمیکنند در تمام زندگی سعی میکنند با گرفتن تایید یا تشویق یا بدست آوردن پول و قدرت از بیرون این حس را برای خودشان به صورت موقت بدست بیاورند.
حس حسادت بسیار به حس عدم ارزش شخصی یا حقارت نزدیک است. وقتی که تو ارزش خودت را به صورت نسبی و از مقایسه با بیرون بدست بیاوری آنگاه حسادت و مقایسه اجتناب ناپذیر است.
چنین فردی معمولا حس تهی بودن و بی ارزشی را با خودش حمل میکند. چنین فردی گاها تمام عمر با این حس دست و پنجه نرم میکند. سعی در کسب قدرت و ثروت برای بدست آوردن کمی حس ارزش دارد. گاهی دست به خشونت میزند حتی خشونت علیه خودش تا کمی تایید بدست بیاورد. مثلا بدن خودش را زیر تیغ جراحی میبرد تا در نگاه ذهن خودش و دیگران کمی مورد توجه و تایید قرار بگیرد.
خودش را بی چیز و طلب کار میداند.
فقر و طمع هم نتیجه مستقیم این حس هستند.
- حس ترس
این حس زیر مجموعه ی گروه اول یا پس زدن است.
این حس ناشی از عدم امنیت و کنترل کامل ذهن بر انسان است. ذهن با تخیل خودش از مرگ در آینده همواره تو را میترساند.
حس های اضطراب و استرس زیر مجموعه ی این حس هستند.
حس تنهایی هم زیر مجموعه این گروه است و زمانی رخ میدهد که ذهن ما مرزهای زیادی بین ما و جهان میکشد و به ناچار ما در زندان تعاریف و مرزهای ذهنی خودمان تنها و گرفتار میشویم.
حس دور افتادگی از جمع و یا حس طرد شدگی هم از همین خانواده است.
ترس از مرگ و نابودی اینجا خودش را نشان میدهد.
ترس از دست دادن و چسبیدن به چیزها ترکیب ترس و بی ارزشی است.
- حس حسرت و غم و عصبانیت
این حس ناشی از کنترل کامل ذهن و تحلیل منفی گذشته و حافظه توسط ذهن است. حس قربانی زیر مجموعه ای این حس است که بسیار هم شایع است. حس مظلوم واقع شدن و قربانی که مجدد خودش را به صورت تولید ظالم نشان میدهد. حس قربانی معمولا خودش ظالم و قربانی بعدی را تولید میکند.
- حس عشق و فراوانی
این حس ناشی از نبود خشم و شهوت است. یعنی حس تعادل. حس بخشندگی. حس حضور در لحظه.
حس یگانگی و یکی بودن با تمام وجود.
حس فنا و پیوستن به طبیعت.
حس کمرنگ شدن مرزها.
این حس باعث میشود تمام ترس ها و غم ها محو بشنوند حتی ترس از مرگ.
چنین فردی آنقدر وارسته و بی نیاز میشود که به هیچ چیز حتی زندگی مادی نیازی ندارد.
این حس نوعی مستی یا نوعی سرور دایمی در خود دارد.
شجاعت هم که تقطه ی مقابل ترس است اینجاست.

ارتباطات نمودار بالا که به صورت توضیحی از نمودار استخراج شده است.
حس های غالب انسان و روابط علت و معلولی آنها
| توهم و دروغ تاریکی باعث ایجاد وضعیت ساحت مادی ذهن و نفس و زمان می شود. |
| ساحت مادی ذهن و نفس و زمان باعث ایجاد وضعیت نخواستن یا پس زدن – توجه به گذشته – سیاست چماق می شود. |
| ساحت مادی ذهن و نفس و زمان باعث ایجاد وضعیت هویت و تعریف ذهنی از خود می شود. |
| ساحت مادی ذهن و نفس و زمان باعث ایجاد وضعیت خواستن – توجه به آینده -سیاست هویج می شود. |
| نخواستن یا پس زدن – توجه به گذشته – سیاست چماق باعث ایجاد وضعیت درد و رنج می شود. |
| نخواستن یا پس زدن – توجه به گذشته – سیاست چماق باعث ایجاد وضعیت ترس می شود. |
| نخواستن یا پس زدن – توجه به گذشته – سیاست چماق باعث ایجاد وضعیت غم و افسردگی می شود. |
| نخواستن یا پس زدن – توجه به گذشته – سیاست چماق باعث ایجاد وضعیت خشم و عصبانیت می شود. |
| حقیقت و واقعیت و نور باعث ایجاد وضعیت ساحت غیر مادی بی ذهنی و بی زمانی می شود. |
| ساحت غیر مادی بی ذهنی و بی زمانی باعث ایجاد وضعیت درک ارزش ذاتی خود و خداگونگی می شود. |
| ساحت غیر مادی بی ذهنی و بی زمانی باعث ایجاد وضعیت تعادل می شود. |
| خواستن – توجه به آینده -سیاست هویج باعث ایجاد وضعیت شهوت و لذت جویی و نیاز می شود. |
| هویت و تعریف ذهنی از خود باعث ایجاد وضعیت حسادت و مقایسه می شود. |
| نخواستن یا پس زدن – توجه به گذشته – سیاست چماق باعث ایجاد وضعیت چندش و انزجار می شود. |
| هویت و تعریف ذهنی از خود باعث ایجاد وضعیت جدایی تنهایی و طرد شدگی می شود. |
| درک ارزش ذاتی خود و خداگونگی باعث ایجاد وضعیت یگانگی و شامل شوندگی می شود. |
| درک ارزش ذاتی خود و خداگونگی باعث ایجاد وضعیت عشق می شود. |
| حسادت و مقایسه باعث ایجاد وضعیت خود کم بینی حقارت می شود. |
| حسادت و مقایسه باعث ایجاد وضعیت تظاهر و ریا می شود. |
| حسادت و مقایسه باعث ایجاد وضعیت غرور و خودبزرگ بینی می شود. |
| عشق باعث ایجاد وضعیت مسوولیت می شود. |
| جدایی تنهایی و طرد شدگی باعث ایجاد وضعیت بی تفاوتی می شود. |
| عشق باعث ایجاد وضعیت مهربانی می شود. |
| جدایی تنهایی و طرد شدگی باعث ایجاد وضعیت بی مهری می شود. |
| خود کم بینی حقارت باعث ایجاد وضعیت شکست می شود. |
| غرور و خودبزرگ بینی باعث ایجاد وضعیت موفقیت نسبی می شود. |
| هویت و تعریف ذهنی از خود باعث ایجاد وضعیت خستگی و تکرار گذشته می شود. |
| درک ارزش ذاتی خود و خداگونگی باعث ایجاد وضعیت خلاقیت می شود. |
| خود کم بینی حقارت باعث ایجاد وضعیت سرزنش خود می شود. |
| هویت و تعریف ذهنی از خود باعث ایجاد وضعیت بی عدالتی می شود. |
| خواستن – توجه به آینده -سیاست هویج باعث ایجاد وضعیت حرص و آز و طمع می شود. |
| خود کم بینی حقارت باعث ایجاد وضعیت شرم می شود. |
| هویت و تعریف ذهنی از خود باعث ایجاد وضعیت کمبود می شود. |
| درک ارزش ذاتی خود و خداگونگی باعث ایجاد وضعیت فراوانی می شود. |
| خستگی و تکرار گذشته باعث ایجاد وضعیت تنبلی می شود. |
| خلاقیت باعث ایجاد وضعیت انرژی می شود. |
| درک ارزش ذاتی خود و خداگونگی باعث ایجاد وضعیت ایمان و اعتماد می شود. |
| ترس باعث ایجاد وضعیت شک می شود. |
| بی عدالتی باعث ایجاد وضعیت شکایت می شود. |
| فراوانی باعث ایجاد وضعیت شکرگزاری می شود. |
| ایمان و اعتماد باعث ایجاد وضعیت امنیت می شود. |
| ایمان و اعتماد باعث ایجاد وضعیت تسلیم می شود. |
| درد و رنج باعث ایجاد وضعیت بیماری روان تنی می شود. |
| تعادل باعث ایجاد وضعیت سلامت روان تنی می شود. |
| کمبود باعث ایجاد وضعیت فقر می شود. |
| حرص و آز و طمع باعث ایجاد وضعیت عطش قدرت و ثروت و شهرت می شود. |
| فراوانی باعث ایجاد وضعیت ثروت و قناعت می شود. |
| بی عدالتی باعث ایجاد وضعیت قربانی و مظلوم و ظالم می شود. |
| ایمان و اعتماد باعث ایجاد وضعیت عدالت و رضایت می شود. |
| فراوانی باعث ایجاد وضعیت شادی و سرور و مستی می شود. |
| عطش قدرت و ثروت و شهرت باعث ایجاد وضعیت گرسنگی و یا عطش خرید و مالکیت می شود. |
| ثروت و قناعت باعث ایجاد وضعیت استغنا و وارستگی می شود. |
| ترس باعث ایجاد وضعیت فرار و طفره می شود. |
| عشق باعث ایجاد وضعیت شجاعت می شود. |
| ترس باعث ایجاد وضعیت چسبندگی و خساست می شود. |
| ثروت و قناعت باعث ایجاد وضعیت بخشندگی و دهش می شود. |
| عدالت و رضایت باعث ایجاد وضعیت گذشت می شود. |
| خشم و عصبانیت باعث ایجاد وضعیت کینه می شود. |
| غم و افسردگی باعث ایجاد وضعیت حسرت و افسوس و تاسف می شود. |
| عدالت و رضایت باعث ایجاد وضعیت صبر می شود. |
| خواستن – توجه به آینده -سیاست هویج باعث ایجاد وضعیت عجله و بی قراری می شود. |
| غم و افسردگی باعث ایجاد وضعیت ناامیدی می شود. |
| عدالت و رضایت باعث ایجاد وضعیت امیدواری می شود. |
| تعادل باعث ایجاد وضعیت آرامش و حضور و توجه در لحظه می شود. |
| عجله و بی قراری باعث ایجاد وضعیت اضطراب و استرس می شود. |
| عدالت و رضایت باعث ایجاد وضعیت پذیرندگی و تساهل می شود. |
| خشم و عصبانیت باعث ایجاد وضعیت وسواس و کنترل گری و تعصب و درست و غلط کردن می شود. |
| شادی و سرور و مستی باعث ایجاد وضعیت بازیگوشی و سرزندگی و شوخ طبعی می شود. |
| خشم و عصبانیت باعث ایجاد وضعیت سرسختی و جدیت می شود. |
رابطه تضاد
| بازیگوشی و سرزندگی و شوخ طبعی نقطه مقابل وضعیت سرسختی و جدیت است. |
| حقیقت و واقعیت و نور نقطه مقابل وضعیت توهم و دروغ تاریکی است. |
| ساحت غیر مادی بی ذهنی و بی زمانی نقطه مقابل وضعیت ساحت مادی ذهن و نفس و زمان است. |
| یگانگی و شامل شوندگی نقطه مقابل وضعیت جدایی تنهایی و طرد شدگی است. |
| خلاقیت نقطه مقابل وضعیت خستگی و تکرار گذشته است. |
| درک ارزش ذاتی خود و خداگونگی نقطه مقابل وضعیت هویت و تعریف ذهنی از خود است. |
| مهربانی نقطه مقابل وضعیت بی مهری است. |
| فراوانی نقطه مقابل وضعیت کمبود است. |
| شکرگزاری نقطه مقابل وضعیت شکایت است. |
| عدالت و رضایت نقطه مقابل وضعیت قربانی و مظلوم و ظالم است. |
| مسوولیت نقطه مقابل وضعیت فرار و طفره است. |
| استغنا و وارستگی نقطه مقابل وضعیت گرسنگی و یا عطش خرید و مالکیت است. |
| پذیرندگی و تساهل نقطه مقابل وضعیت وسواس و کنترل گری و تعصب و درست و غلط کردن است. |
| ایمان و اعتماد نقطه مقابل وضعیت شک است. |
| بخشندگی و دهش نقطه مقابل وضعیت چسبندگی و خساست است. |
| ثروت و قناعت نقطه مقابل وضعیت عطش قدرت و ثروت و شهرت است. |



