1 دقیقه.
تداوم مراقبه
***
وقتی وارد دنیای مراقبه میشوی درست مثل اعتیاد است. هر روز بیشتر و بیشتر باید مراقبه انجام بدهی. این مسیر، راهی یک طرفه است.
درست مثل بالارفتن از نردبان. هرچه بالاتر میروی خطرناک تر میشود. هرچه بیشتر بالا بروی سقوط تو ترسناک تر میشود. شاید پله های اول را بی دقت بروی ولی کم کم نیاز هست که بیشتر و بیشتر توجه کنی.
در مورد مراقبه هم همینطور است. اوایل روزی نیم ساعت و یکساعت یوگا و مدیتیشن خوب و کافی به نظر میرسد. ولی کم کم مدام به ذهن خودت آگاه تر میشوی.
بالاخره روزی میرسد که مراقبه های یکساعته تعمیم پیدا میکند. تو چشم باز میکنی ولی هنوز در مراقبه ای. تو راه میروی ولی هنوز در مراقبه ای.
آن مرز مشخص مراقبه کمرنگ میشود.
کم کم مراقبه به ارتباطات تو هم میرسد. حتی وقتی با دیگران حرف میزنی هم در حال مراقبه هستی.
قبلاً تو زندگی عادی داشتی و ساعاتی را مراقبه میکردی. حالا زندگی ات مراقبه است و ساعاتی به زندگی بدون مراقبه و رنج آن بازمیگردی.
در این مسیر به جایی میرسی که دیگر مراقبه نکردن برایت بسیار خطرناک میشود. درست مثل کسی که هزار پله از نردبان بالا رفته باشد. یک لحظه بی توجهی یعنی سقوط.
یک شکایت یعنی ناشکری.
یک غذا خوردن ناآگاهانه.
یک مکالمه بدون آگاهی به خودت.
یک لغزش کافیست تا دوباره به ورطۀ پایینی سقوط کنی.
یک لحظه غفلت کنی دچار خشم میشوی.
یک لحظه غفلت کنی دچار پوچی میشوی. یا دچار آینده میشوی. یا دچار حسرت میشوی. یا دچار غم میشوی.
وقتی اینجا باشی هر لحظه باید در مراقبه بمانی. تقریباً در هر نفس باید حواس ات به درونت باشد.
گاهی میتوانی کمی بازیگوشی کنی. یک غذا خوردن، یک مکالمه، یک سکس، یک کار ناآگاه. ولی به سرعت باید برگردی به خانه.
به سرعت باید برگردی به مراقبه.
به خدا.
به مبدأ.
دیگر ظرفیت برگشتن به ناآگاهی را نداری.
اینجاست که تداوم مراقبه نیاز است.
در هر لحظه.
همیشه باید در اینجا و اکنون بمانی.
حتی یک لحظه نباید از ذهن غافل بشوی.
اینجا تو لحظه به لحظه زندگی میکنی.
اینجا تو در تداوم مراقبه هستی.
✍🏻 نانوشتنی
unwritable.org
