1 دقیقه.
تذکرة الاولیاء مدرن – ٣
***
با هم مفهومی را تعریف کردهایم به نام تذکرةالاولیاء مدرن. یعنی یاد انسانهای آگاه ولی انسانهای زنده و آگاه.
تذکره های قبلی شامل تذکرة الاولیاء شماره صفر و یک و دو در این موضوع اینجاست.
https://unwritable.org/?s=الاولیا&post_type=post
حالا این ایده را بیشتر توضیح میدهم.
اساتید، معلمان، اولیا و پیامبران زیادی قبلاً زندگی کردهاند. اگر کسی درس و پیام آنها را فهمیده باشد آن پیام و روش را زندگی میکند. در زمان حاضر هم کم نیستند کسانی که درس بزرگان را به خوبی آموختهاند و آن را زندگی میکنند.
اما ما تودۀ مردم مرده پرستیم.
ما بت پرستیم.
تا وقتی بزرگی زنده است، او را فراموش میکنیم. به او بی توجهی میکنیم. حتی گاهی او را به صلیب میکشیم. یا حتی مثل حلاج بر دار میکشیم.
بیشتر ما مردم منتظریم او بمیرد. آنگاه سراغ قبر او میرویم و از او بت و مجسمه میسازیم.
مثلاً مولانا و شمس.
تا وقتی شمس زنده بود، او را سرزنش میکردند و حتی کتک میزدند. وقتی مُرد ما همه عاشقش شدیم.
تا وقتی عیسی زنده بود او را به صلیب کشیدند، وقتی مرد برایش کلیساها ساختند.
این مسأله یک بعد عمیق و روانشناسی دارد.
ما با مردگان راحتیم.
میتوانیم پشت سر مردگان صحبت کنیم.
میتوانیم آنها را دوست بداریم و تحسین کنیم.
اما اگر استادی زنده باشد چنین نیست. او را تحمل نمیکنیم.
درست مثل خدا!
خدای مرده که خدای مذاهب است را حسابی میپرستیم. اما خدای زنده و حی و حاضر در هر لحظه را فراموش میکنیم.
گوروی زنده کسی است که پیام مولانا را و پیام حقیقت را درک کرده و آن را زندگی میکند.
استاد زنده ایگوی ما را بر میانگیزاند. او را تحمل نمیکنیم. چون دوست داریم بت بسازیم.
گوروی زنده هنوز در بدن است. هنوز غذا میخورد و دستشویی میکند. این را قبول نمیکنیم.
گوروی زنده میتواند شخصی معروف یا معمولی باشد. به خاطر اینکه ما درگیر نفسانیت خودمان هستیم، معمولاً گوروهای زنده را نادیده میگیریم.
سالها در مدح پیامبر اسلام یا مولانا، قصیده سرایی میکنیم. اما آیا کسی نیست که همین امروز پیام مولانا را درک کرده باشد و آن را زندگی کند؟
حتماً هست.
اما ایگوی ما اجازه نمیدهد چنین افرادی را ببینیم.
شاید هم ما خودمان پیام بزرگان را درک نکرده ایم. اما پیام حقیقت ساده است.
تا وقتی بودا زنده بود افراد کمی دور و بر او بودند. اما وقتی بودا مُرد، مجسمۀ بودا تبدیل به بت شد و در هر خانهای یکی نصب شد.
برای مقابله با این کلک نفس و ایگو، سعی کردم نام انسانهایی را بیاورم که زنده هستند و حداقل مقداری از زمانشان را به گسترش آگاهی اختصاص دادهاند.
آن شخص آگاه میتواند یک سخنران باشند یا نویسنده یا یوتیوبر یا اینستاگرامر!
یا یک رهگذر!
آن شخص میتواند من و شما باشیم!
فقط کافیست نفْسِ خودمان را ببینیم!
✍🏻 نانوشتنی
unwritable.org
