تصحیح و تاکید روایت ذهن

مقاله به بیان تجربه‌های درونی نویسنده در صبح، عشق، بخشش و آگاهی می‌پردازد و تاکید دارد بر نور و روشنایی در زندگی فردی و جمعی.

1 دقیقه.

تصحیح و تاکید روایت ذهن

***

صبح ها قبل از این که چشمها باز شوند ذهن شروع به فعالیت می‌کند. این فعالیت ذهن در ابتدا به صورت رویاها و افکار و احساسات هستند. امروز صبح من آگاهم به ذهنم. 

امروز من روایت ذهنم را اینطور می‌نویسم. امروز قبل از اینکه بدنم و چشمانم از خواب بیدار شوند من روایت ذهنم را اینطور می‌نویسم. 

یک روز دیگر به من هدیه داده شده است. 

من قطره‌ای هستم که که موقتا از دریا جدا شده ام تا در هوا برقصم. 

این رقص را در هوا، عاشقانه انجام می‌دهم و عاشقانه به دریا باز می‌گردم. 

من در این رقص روایت حافظ را و مولانا را که روایت عشق است برمی‌گزینم. 

جهان هوشمند است همانطور که من هوشمندم. 

بدن من هوشمند است. 

بدن من سالم است. 

مهمتر از آن این است که من به عشق آگاهم. 

من دوستانی دارم متنوع و جذاب و جالب. 

داستان زندگی من روایتی از عشق است. 

روایتی از شکرگزاری. 

روایتی از بودن. 

انسان بودن. خدا بودن. 

اگر در این مسیر دوستانی همراه من بیایند با هم جشن می‌گیریم. 

اگر کسانی مسیر خودشان را بروند چه باک؟ 

آنها هم بالاخره به همان خدا و همان عشق برخواهند گشت. 

کمی زودتر یا کمی دیرتر!

من خودم و دیگران را و کل بشر را می‌بخشم. 

من آنقدر عشق پیدا کرده ام که به همه میتوانم بدهم، 

آنقدر نور دارم که به همه می‌توانم بتابم. 

هرکجا نظر کنم، نور آگاهی آنجا را روشن می‌کند. 

من با هر کلمه به منشأ نور و مبدا نور و آگاهی نشانه می‌روم. 

من با هر نفس از او سرشار می‌شوم. 

من با هر نگاه، آنچه می‌بینم را، از نور و آگاهی و عشق سرشار می‌کنم. 

من با کلمات از او می‌گویم. 

من نور را لابلای این کلمات می‌گذارم تا همه بخوانند و به نور برسند. 

دوستانی دارم به غایت آگاه. 

بدنی دارم یه غایت هوشمند. 

چشمی دارم که او را می‌بیند. 

گوشی دارم که او را می‌شنود. 

ذهنی دارم که روایت او را می‌گوید. 

تمام لحظات من، با یاد او قوت و قدرت و طعم عشق می‌گیرند. 

من با تاریکی نمی‌جنگم. من فقط نور می‌تابانم. 

این نور را ابتدا به خودم می‌تابانم و بعد که نورانی باشم جهانم نورانی می‌شود. 

جهان من جهانی روشن است. 

چون من روشنم. 

چون من متصلم. 

چون من به خورشید متصلم. 

نهایت گرما و نور و شور و زندگی. 

من او را یافته‌ام. 

من خودم را یافته‌ام. 

من خدا را یافته‌ام. 

نه در داستان ها، بلکه در درونم. 

آن خلاق ازلی از جوهرش هر لحظه در من می‌دمد. 

و آن قطره‌های آگاهی تبدیل می‌شوند به کلمات و مفاهیم. 

کلماتی که بوی او را می‌دهند. 

نوشته‌هایی که معجزه می‌کنند. 

نوشته‌هایی از نانوشتنی!

✍🏻 نانوشتنی

unwritable.org

Rasool

Rasool

من کیستم؟ من در بهترین حالت آینه‌ای هستم برای تو!
روزی از آینه پرسیدند تو کیستی؟ گفت آنچه تو می‌بینی!

مقاله‌ها: 1539

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *