2 دقیقه.
تراپی امروز -۴
***
امروز با دو دوست قرار ملاقات اینترنتی دارم.
یکی شان از دوستان قدیمی است که در زمینۀ اقتصاد میگوید که موفق است. میگوید اگر مقداری پول به او بدهم او میتواند سالی ده درصد اضافه اش کند! میگوید خودش از نظر مالی بی نیاز شده و دیگر نیازی به کار کردن برای پول ندارد. بعد از ده بیست سال حتما گفتگوی خوبی خواهد شد. نمیدانم کدام جهت برود. اقتصادی یا معنوی یا هردو!
دوست دوم یک دوست مشترک است. قرار است من کمی به او پول بدهم و در ازایش او به من در تصمیم گیریها کمک کند. در مرتب کردن ذهن من به من کمک کند. این طوری هر دو به یکدیگر کمک میکنیم. من شاید کمک اقتصادی بکنم و او شاید کمک روانی ذهنی یا معنوی به من بکند. بعضی ها اسم این ارتباط را گذاشته اند تراپی! که قبلا به آن پرداخته ام.
https://unwritable.org/?s=music&ct_post_type=post%3Apage
دوست دوم از من میخواهد که داستان های ذهنی خودم را در مورد خودم برایش بگویم. از آنجایی که من دقیقۀ نودی نیستم گفتم از قبل داستانی آماده کنم و بنویسم! برایش هم میفرستم. شاید هم خواند و جلسه رو کنسل کردیم!
شاید پر تکرار ترین موضوع نانوشتنی همین ذهن باشد. و اما داستان ذهنی امروز من!
اولش این مقدمه را بگذارم که در ساحتی بالاتر از ذهن، اصلا مساله و سوالی وجود ندارد. فقط عشق هست و لحظه!
که مفصلا به آن پرداخته ام.
https://unwritable.org/?s=عشق+لحظه&ct_post_type=post%3Apage
ولی همانطور که میدانیم که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها. مشکل از آنجا شروع شد که آدم به زمین هبوط کرد. حالا در زمین باید غذا و سرپناه پیدا میکرد و با حوا سرو کله میزد. و مشکلات کماکان از زمان آدم، مشکلات همان ها هستند. یعنی اقتصاد و روابط. یعنی این سوال ها که چه کار اقتصادی انجام بدهم و با چه کسانی ارتباط برقرار کنم و چگونه!
دقیقا سی روز دیگر بلیطی دارم برای رفتن به ایران. سوال اول: آیا بروم ایران؟ پس اولین سوال ذهن در مورد محل زندگی است. سوال این است کجا زندگی کنم؟
قبلا برای این سوال پاسخ هایی داده بودم که سه تای آنها اینجاست.
https://unwritable.org/?s=ایران+کانادا+غرب+شرق&ct_post_type=post%3Apage
سوال دوم این است که با همسر اولم چه کنم و چگونه همسر دومی انتخاب کنم و چگونه! که مفصلا به آن هم پرداخته ام.
https://unwritable.org/?s=همسر+ازدواج&ct_post_type=post%3Apage
سوال دیگر این است که چه کارهایی انجام بدهم؟ از قضا به این سوال هم مفصلا پرداخته ام. در موضوع کار و اقتصاد و پول.
https://unwritable.org/?s=کار+اقتصاد+پول&ct_post_type=post%3Apage
بعد از سالها نوشتن تقریبا پاسخ تمام مسایل خودم و مسایل بشری را نوشته ام. فقط گاهی یادم میرود که با کمی جستجو در نانوشتنی پیدایش میکنم.
احتمالا بهتر است از دوست دومم بپرسم که «چطور میتوانم به دیگران کمک کنم؟». کمک کردن به دیگران باعث میشود که هم کاری خیر انجام بدهی و هم از مشکلات خودت رها شوی و هم لذت ببری و پول هم در بیاوری. مثلا در قالب کوچ یا تراپیست یا گورو یا معلم یا نویسنده یا سخنران یا یوتیوبر یا اینستاگرامر.
پس سوال خوب دیگر این است. چطور به دیگران خدمت کنم و کمک کنم؟
از قضا جواب این سوال را هم نوشته ام.
https://unwritable.org/?s=خدمت+کمک&ct_post_type=post%3Apage
نهایتا میتوانم ترس های خودم از آینده را با دوستم در میان بگذارم. ترسهایی که معمولا زاییدۀ ذهن و آینده اند و با پرداختن به لحظه به کل از بین میروند. مثلا ترس از دست دادن دخترم یا ترس از دست دادن پول یا ترس از مرگ اجتماعی و غیره!
در موضوع ترس و آینده هم اینها را نوشته ام.
https://unwritable.org/?s=ترس+آینده&ct_post_type=post%3Apage
امیدوارم دوست ما وقت داشته باشد اینها را یک نگاهی بکند. اگر هم نکند یک گپی میزنیم و امروز را هم تمام میکنیم! پولی رد و بدل میکنیم و یک قدم به مرگ نزدیک میشویم!
پایان این نوشته هم بهتر است با موضوع داغ مرگ تمام شود.
