1 دقیقه.
تعادل خدا-مسوولیت
***
مفهوم خدا به اشتباه تاکنون به عنوان کسی که مسوولیت ها را گردن او بیاندازیم در نظر گرفته شده است.
مشابه همین مفهوم در دیکتاتوری ها دیده میشود. یعنی افراد در کشوری که عقب میافتد، تمام تقصیرها را گردن یک دیکتاتور میاندازند.
این شگردی است برای ذهن تا از خودش سلب مسوولیت کند و هیچ کاری انجام ندهد.
برای همین است که در مکاتب اصیل عرفانی مثل مکتب یوگا، بخصوص یوگای ایشا که توسط سادگورو معرفی شده است به جای خدا از مسوولیت صحبت میشود.
اولین درس هر کس، پذیرفتن مسوولیت است. مسوولیت لحظۀ حال و خود و زندگی و گذشته و اشتباهات و شکست ها و کلاً مسوولیت جهانی.
من هم برای این که در تعادل خدا-مسوولیت گمراه نشوم باید کمتر از خدا و بیشتر از مسوولیت صحبت کنم.
اولین قدم برای رشد خارج شدن از هویت قربانی و پذیرش مسئولیت جهانی است.
بله!
درست شنیدید!
پذیرفتن مسئولیت جهانی!
یعنی شما مسوول تمام کاستی ها و ظلم ها و دیکتاتوری ها هستید!
شما قربانی نیستید! بلکه مسئول هستید!
به محض پذیرفتن مسئولیت شما امکان اقدام را در خود ایجاد میکنید.
مثلاً جمهوری اسلامی بد است؟ شما مسوول هستید! به جای غرزدن و اعتراض کاری بکنید!
مثلاً دنیا در حال نابودی است؟ به جای غر زدن کاری بکنید! اطلاع رسانی کنید!
مثلاً از دست کسی ظلم دیدید؟ شما مسوول هستید! به ظالم کمک کنید از ظلم بیرون بیاید!
تا وقتی در حالت قربانی و مظلوم باشید نمیتوانید به بهبود شرایط کمک کنید.
مسوولیت را گردن خدا نیاندازید! خدا برای بهبود زندگی شما کاری نمیکند!
شما بعد از خواندن این نوشته مسوولیت دارید.
اگر درست است پخشش کنید! اگر اشتباه است ردش کنید! اگر متوجه نشدید سوال کنید!
بی مسوولیتی بس است!
منتظر منجی هم نباشید!
خود شما منجی بشوید!
منجی خودتان و بعداً منجی کل عالم!


