تعریف مسوولیت من نسبت به «خودا»

تعریف مسوولیت شخصی،‌ مفهوم خود و خدا، موضوع کار و امرار معاش به عنوان زیر مجموعه‌ی روابط

2 دقیقه.

تعریف مسوولیت من نسبت به «خودا»

***

یکی از مهمترین کارهای هر کسی در زندگی، تعریف مسوولیت شخصی است. تاکید میکنم مسوولیت شخصی و نه مسوولیت دیگران. 

تمام آدمها آماده اند تا برای دیگران مسوولیت تعریف کنند واگر توخودت مسوولیتت را تعریف نکنی بقیه آدمها این کار را به سرعت برای تو انجام میدهند. این همان کاری است که همین الان در حال انجام دادنش هستم.

اولین و مهمترین مسوولیت من نسبت به خود یا خدا است. 

خود همان خداست. پس اینجا کلمه ای برای ترکیب خود-خدا درست میکنم و آن را اینطور مینویسم. «خودا» یعنی ترکیب مفهوم خود و خدا. 

باید به صورت دقیق در هر لحظه و به صورت کلی مسوولیت و برنامه‌ی خودم را تعیین کنم و به آن متعهد بمانم. 

وقتی مسوولیت ها و شرطی شدگی های جامعه را از خودت بزدایی و پاک کنی آن وقت میتوانی برای خودت از نو و با اختیار خودت این مسوولیت ها را تعریف کنی و زندگی خودت را بسازی. 

خوب همینجا شروع کنیم به نوشتن این مسوولیت ها، چه بزرگ و چه کوچک. 

اولین مسوولیت من نسبت به خودا،  آگاه ماندن است. یعنی آگاهی از وضعیت درونی. هدف زندگی من، آگاه ماندن در لحظه است. 

بعضی از مسولیت های بعدی من اینها هستند. 

سالم نگه داشتن بدن یا همان بقا یا همان امرار معاش،

صداقت کامل نسبت به خود و دیگران،

ایجاد ارتباط فعالانه با محیط و دیگران،

خیلی ها به خاطر شرطی شدگی های ذهنی در تله هایی گیر می افتند و اینجا مسوولیت من است که ارتباط را شروع کنم و پذیرا و شنوا بمانم.

تمام روابط خانوادگی و یا کاری هم زیر مجموعه‌ی همین اصول هستند. 

برای شروع ارتباط، باید شروع به صحبت بکنم. باید زمین بازی خودم را تعریف کنم. باید حتما از خودم نوشته ها و ویدیوها و مطالبی منتشر کنم تا دیگران زمین بازیِ ذهن من را بدانند تا بتوانیم ارتباط موثری ایجاد کنیم. 

تا جایی که میتوانم باید شامل شونده باشم ولی به هر حال درصدی از مردم به هر دلیلی مخاطب من نخواهند بود و حتی درصدی از مردم اقدام به خاموش کردن من خواهند کرد که باید این را با سعه صدر بپذیرم.

بازنگری و باز تعریف مسوولیت‌ها تقریبا کاری دائمی است و هر روز صبح که از خواب بیدار میشوم باید مجددا آنها را تعریف کنم. این کار نوعی تصحیح مسیر دائمی میدهد و مطمئن میشوم که هیچ روزی را اشتباه نمیگذرانم.

برای امرار معاش، ارتباطی ساده و مناسب با دیگران برقرار خواهم کرد تا بده بستان مالی و انرژتیکی را همزمان داشته باشم. وقتی که ذهن خودم را ساده کنم و شفاف باشم در پیچیدگی های ذهنی دیگران هم درگیر نخواهم شد.

امرار معاش یعنی نوعی فعالیت اقتصادی ساده و آن هم یعنی خرید وفروش کالا یاخدمات. بهتر است که کالا و خدمت خودم را به صورت شفاف و ساده تعریف کنم تا ابهامی برای روابط باقی نماند. 

خرید و فروش میتواند به سادگی، خرید و فروش در بازار های مالی و سهام باشد و یا فروش خدمتی به دیگران. چه در قالب کمپانی و چه در قالب شخصی، کل داستان همین است و سادگی و شفافیت ذهنی خودم باعث میشود که بتوانم روابط دلخواه و شفاف و ساده‌ی خودم را هم ایجاد کنم. 

در عمل ولی کارها پیچیده میشوند. معمولا اکثر این پیچیدگی ها به خاطر روابط نامشخص و مشکلات روانی آدمها ایجاد میشود. مثلا آدمها اول درخواست رزومه می‌کنند یا مثلا به قول خودشان عمل نمی‌کنند یا مثلا شرطی شدگی هایشان را اجرا می‌کنند یا گاهی عصبانی هستند و یا تو را پایین تر یا بالاتر می‌بینند یا قضاوت های نادرست می‌کنند یا سوء استفاده میکنند و دهها مشکل دیگر.

باید تمرین کنم که از دریا عبور کنم ولی خیس نشوم. این هنر مردان خداست. 

عبور از زمین بدون درگیر شدن ایگوی تو با ایگوهای مختلف. 

عبور از زمین بدون ایگو.

*

✍🏻 نانوشتنی

unwritable.org

Rasool

Rasool

من کیستم؟ من در بهترین حالت آینه‌ای هستم برای تو!
روزی از آینه پرسیدند تو کیستی؟ گفت آنچه تو می‌بینی!

مقاله‌ها: 1536

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *