تنهایی، جهنم یا بهشت؟

2 دقیقه.

تنهایی، جهنم یا بهشت؟

***

تقریباً مابین اکثریت، اتفاق نظر هست که تنهایی بد است. تنهایی در اذهان مردم به اندازۀ خود مرگ، بد و ناخواستنی است. اثبات آن هم این که سخت ترین مجازات یک متهم تنها ماندن در انفرادی است. 

اینجا قصد ندارم در مدح تنهایی بنویسم ولی واقعیت هایی هست که در ظاهر نادیده گرفته می‌شوند و اینجا شاید روشن تر شوند. 

من در تنهایی می‌نویسم. تقریباً تمام این نانوشتنی زاییدۀ تنهایی من است. اگر تنهایی نبود حداقل برای من خلاقیتی هم نبود. 

تو در تنهایی می‌خوانی. فقط در تنهایی است که آرامش و توجه کافی برای خواندن هست. آرامش و توجهی که این روزها بسیار کمیاب است. 

چه قبول کنی و چه نه، ما ذاتا تنها هستیم. تنها متولد می‌شویم. تنها مراقبه می‌کنیم. تنها هم می‌میریم. 

برای یک نفر با تفکر مادی، تنهایی جهنم است. چیزی است که باید به هر قیمتی شده از آن فرار کند. 

راههای فرار هم بسیارند. در دنیای حقیقی یا مجازی. حقیقی می‌شود دوست و همسر و فرزند و فامیل. مجازی هم می‌شود اسکرول و فیلم و سریال و اینترنت و پادکست و اینستاگرام و غیره. 

هزاران راه برای فرار از تنهایی هست. 

برای حیواناتِ گله ای، مثل دام ها و انسان، تنهایی معمولاً منجر به مرگ میشود و به همان اندازۀ مرگ ترسناک است. 

پس تنهایی مثل مرگ ترسناک و وحشتناک است و اکثریت به روشهای مختلف از آن فرار می‌کنند. 

تنها در یک صورت است که تنهایی تبدیل به گنج می‌شود. آن هم وقتی است که تو خودت یا همان خدایت را پیدا کرده باشی. 

نامزد های تازه عروسی کرده، همواره دنبال فرصتی هستند که با هم تنها باشند. تازه عروس و داماد ها اتاقی یا حجله ای تدارک می‌بینند تا راحت تر با همدیگر خلوت کنند و تقریباً خودشان را از جامعه جدا می‌کنند. چون در تنهایی بیشتر به آنها خوش می‌گذرد. اگر کمی جوانی کرده باشی این را درک می‌کنی. 

در ادبیات ما هم آمده که بودن با معشوق عالی ترین چیزی است که شاعر و عارف میخواهند. 

عشقبازیّ و جوانیّ و شرابِ لَعلْ‌فام

مجلسِ اُنس و حریفِ همدم و شُربِ مدام

وقتی با خودت یا خدایت عشقبازی کنی تنهایی برای تو گنج است. 

اگر مادی هستی کلمۀ خود را و اگر قائل به وجود خدا هستی کلمۀ خدا را استفاده کن. فرقی نمی‌کند. 

اگر تنها باشی ولی نیاز به دیگران داشته باشی این حالت برای تو جهنم است. 

اما اگر تنها باشی و بی نیاز و مستغنی، این حالت برای تو بهشت است. 

وقتی خودت یا معشوقت یا خدایت را پیدا کنی، او تمام نیازهای تو را پاسخ می‌دهد و تو به چیز دیگری نیاز نداری. 

خود و معشوق و خدا هم بیرون تو نیست. 

اینها همه درون تو اند. 

با رفتن به سمت مراقبه و تنهایی می‌توانی پیدایشان کنی. 

این همان گنج درون یا مراقبه است. 

چه خداشناس باشی چه خداناباور هیچ تفاوتی ندارد. همان خدا درون تو هست. 

یا پیدایش کرده ای و در بهشتی و خودت می‌دانی. 

یا گمش کرده‌ای و در جهنمی و هنوز نمی‌دانی. 

اگر در مسیر معنوی باشی، گاهی او را گم می‌کنی و زجر می‌کشی و گاهی هم پیدایش می‌کنی و وارد بهشت می‌شوی. 

قدر تنهایی را بدان، هرچقدر سخت و ترسناک باشد. 

تنهایی حسی عمیق است. 

شاید دیوانگی به نظر برسد یا عزلت. اما اگر بتوانی گنج درونت را بیابی تنهایی زیباترین هدیه خداوند به توست. 

چه کسی است که مشتاق خلوت کردن با زیباترین عروس جهان نباشد؟!

*

✍🏻 نانوشتنی

unwritable.org

Rasool

Rasool

من کیستم؟ من در بهترین حالت آینه‌ای هستم برای تو!
روزی از آینه پرسیدند تو کیستی؟ گفت آنچه تو می‌بینی!

مقاله‌ها: 1535

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *