2 دقیقه.
تولدم مبارک؟!
***
روز تولد ۴۶ سالگی، ساعت ٣:١۵ بامداد!
وقتی تولد کسی میشود معمولاً مینویسم «تولد همه مبارک» بعد هم لینک زیر را که در این مورد توضیح میدهد را میگذارم.
https://unwritable.org/?s=تولد+همه&post_type=post
چند ده نوشته اینجا هست که در آن سعی کردم بنویسم چرا «تولد همه مبارک»
ولی خوب کیست که بخواند و کیست که بداند؟
دوستان لطف دارند و چنین مینویسند
«… رسول جونم تولدت مبارک باشه
درسته خیلی اعتقادی به تبریکات اینچنینی نداری 🤣😂
اما من پای اعتقاد خودم همه رو دوست دارم دونه دونه تبریک بگم😅🥰😄
امیدوارم روزهای قشنگی در پیش رو داشته باشی و حال دلت عالی باشه 🎂🍻🌸❤️🥰🥳
@Rasool Shahrad»
خیلی هم عالی. همیشه لطف داشته اند. همیشه شرمنده کرده اند. ممنونم ضربدر هزار! 🤗🙏
اما ظاهراً لازم است بیشتر توضیح بدهم.
خوب از خودم شروع کنم.
باور کنید من اصلاً یادم نیست چه روزی متولد شدم!
وقتی متولد شدم حافظه نداشتم! عدد روز و ماه و سال بلد نبودم. اصلاً نمیدانستم زمینی هست و خورشیدی. نمیدانستم کدام دور کدام میچرخد!
بعدها در چهار پنج سالگی وقتی خانواده و جامعه در حال ساختن ایگوی من بودند گفتند تو فلان روز به دنیا آمدی! آنها یک عدد و یک اسم را روی یک کاغذ رنگی نوشتند و گفتند این شناسنامۀ تو است! حالا تو دیگر بی شناسنامه و گمنام نیستی! تو چنین و چنانی! و فلان و بهمان. 😁
قبلاً از «هویت» و از «من» بسیار قلم فرسایی کردهام!
https://unwritable.org/?s=هویت&post_type=post
https://unwritable.org/?s=من+کیستم&post_type=post
من از نزدیک شاهد تولد دخترم بودم. اتفاقی شگفت انگیز و غیر قابل توصیف.
تولد انسان، اتفاقی عجیب و خاص است. واقعا عجیب. نوزادی تقریباً از هیچ به این دنیا میآید. هویت میگیرد. فکر میکند خاص است. حدود ٨٠ سال بعد هم میمیرد و هویتی که از اول وجود نداشت به جای اصلی خودش بازمیگردد.
باز هم از تجربۀ خودم بگویم.
امروز صبح که بیدار شدم هیچ تفاوتی با صبح های دیگر برایم نداشت!
تنها تفاوتش نوشتن این نوشته است !
وقتی میگویم «تولد همه مبارک» یعنی خاص بودن خودم و خاص بودن همه را نشانه میروم.
و باور کنید کاملاً آگاهانه این کار را میکنم. این کار را قبلاً آگاهانه در مورد خودم انجام داده ام! حالا یک تلنگر دیگر به خودم و شما میزنم!
یعنی هویت خاص خودم و تو را نشانه میروم.
یعنی یک تلنگر به خودم و تو میزنم که آهای! حواست هست که من و تو خاص نیستیم؟
این درک که من و تو خاص نیستیم، به این میرسد که من و تو یکی هستیم.
این یکی بودن پایۀ تمام آنچه عشق مینامیم است.
این یکی بودن پایۀ تمام آنچه اخلاق مینامیم است.
جالب این است که این یک اعتقاد نیست!
این بزرگترین حقیقت و فکت زندگی است!
این بزرگترین درس زندگی است.
این که من خاص نیستم.
این که آنچه هست «ما» ست و نه «من»
شاید تمام درس سعدی و حافظ و مولانا این باشد.
شاید تمام هدف یوگا، همین یگانگی باشد.
نتیجۀ بعدی این درس این است که «او» را پیدا میکنی.
نه تنها «من» و «تو» خاص نیستیم، بلکه حتی بدون «او» وجود نداریم!
فقط یک هویت خاص وجود دارد.
یک وحدت.
کثرت هم هست.
کثرت «من» و «تو» هستیم.
اما وحدت هم هست!
این خاص بودن های موقتی تشعشعی از آن خاص مطلق است!
چه بگویم که قبلاً گفته اند و شنیده ایم.
که یکی هست و هیچ نیست جز او!
وحده، لا اله الا هو!
✍🏻 نانوشتنی
unwritable.org
