<1 دقیقه.
جمع تناقض ها
***
زندگی جمع تناقض هاست.
تناقض تولد با مرگ.
تناقض دم با بازدم.
تناقض شدن و بودن.
تناقض لحظه با آینده.
برای فهمیدن زندگی باید تناقض ها را بفهمی.
ذهن تناقض ها را نمیفهمد پس برای زندگی کردن باید ذهن را کنار بگذاری.
همان ذهنی که برای بقای تو بود را باید کنار بگذاری تا دوباره متولد بشوی.
خدا مفهومی متناقض است. خدا هست ولی دیده نمیشود.
ذهن، همه چیز را جدا میکند ولی در عمق، همه چیز یکی است.
تو در عین حال که به غایت تنهایی، ولی با تمام جهان یکی هستی.
درخت در عین حال که ریشه در زمین دارد برگهایش به سمت آسمانند.
زندگی بازی تناقض هاست.
نوشتن از خدا غیرممکن است. چون خدا تنها نویسندۀ موجود است.
گفتن از خدا اشتباه است چون خدا گویای اصلی است.
شعر چیزی متناقض است.
زندگی چیزی متناقض است. در عین حال که تو عطش زندگی داری ولی به سوی مرگ میروی.
زندگی جمع تناقض هاست.
زندگی نوشتن از نانوشتنی است.

