<1 دقیقه.
جهان درون
***
وقتی یک علف را میبینم علف به درون من میآید.
وقتی تو را میبینم تصویر تو به درون من میآید.
وقتی تو را میشنوم ارتعاش تو به درون من میآید.
من درون خودم، جهانی را میسازم.
جهان، درون من است.
از درون من، کسی دارد به جهان نگاه میکند.
از درون من، کسی مدام جهان را خلق میکند.
یا خدا درون من است در حال خلق جهان!
یا من درون خدایم در حال خلق جهان!
من و خدا و جهان چقدر سه پاره ایم!
نه نه نه!
فقط منم!
نه نه نه!
فقط خداست!
من خدایم!
خدا دارد مینویسد!
خدا دارد میبیند!
تو خدایی!
خدا دارد میخواند!
خدا دارد میشنود!
یکی دارد خودش را در آینه میبیند!
ناگهان آیینه میشکند!
و فقط یکی میماند!
و تمام!


