<1 دقیقه.
***
معنویت، عشق یا خدا شبیه مرگ است. همانطور که روشن شدگی، درک درستِ نیستی و مرگ است. بنابراین هرچیزی که خلاف آن باشد غیر معنوی است. مثلاً نوشتن زیاد از معنویت، خلاف معنویت است.
حرف زدن از خداوند، تو را از معنی اصیل خداوند دور میکند.
سازماندهی کردن معنویت میشود مذهب و دین که خلاف عصارۀ اساسی خودش یعنی معنویت است.
نوشتههای زیادی اینجا هست که همه به یک چیز اشاره دارد. اما اگر من نویسنده درصدد جمعآوری زیاد نوشته بربیایم دوباره در دامی می افتم که شبیه همان دام جمع آوری مادیات است.
فهم واقعی، در هنگام توقف ذهن اتفاق میافتد. برای همین هست که رشد در تعادل، بسیار آرام اتفاق میافتد.
نوشتن زیاد باعث گم شدن معنی میشود!
پس همینقدر کافیست!


