1 دقیقه.
خود انگیزشی
***
نیروهای غریزی مثل شهوت و ترس معمولاً باعث حرکت در انسانها و حیوانات میشوند.
تمایل به کسب قدرت، کسب غذا و قلمرو و جفت یابی و تولید نسل عواملی است که به طور تاریخی در انسانها برای حرکت کردن انگیزه ایجاد میکردهاند.
حالا اگر کسی از دام خشم و شهوت و دام غریزه فاصله بگیرد چه میشود؟
آیا او میرود و در غاری مینشیند تا بمیرد؟ کاری که بعضی از رهروان معنوی و مرتاضان انجام میدهند. فاصله گرفتن از تمام بازیهای غریزه و فاصله گرفتن از اجتماعی که بر اساس غرایز شکل گرفته است.
این حالت بسیار شبیه افسردگی و بیانگیزگی است. پس یک انسان سالکِ مسیر معنوی چه باید بکند؟
چنین فردی با چه انگیزهای با دیگران ارتباط میگیرد؟ با چه انگیزهای کار میکند؟
جواب: برای بودن در بازی زندگی، لذت بردن بیشتر، برای پخش آگاهی، برای خدمت و برای دهش.
اگر فردی به بی نیازی و آگاهی برسد از روی اجبار هیچ کاری نمیکند.
او با جدیت کاری نمیکند. برای رسیدن به چیزی در آینده کار نمیکند. نقش بازی نمیکند. دروغ نمیگوید.
او رنجی هم نمیکشد.
از جهان به حداقلی راضی و خشنود است و حرص و طمعی برای آینده ندارد.
ترسی هم از آینده ندارد.
هر روز برای او یک بازی است.
درست مثل کودکان.
او با بودن در زمین به پخش شادی کمک میکند.
او پوچ نیست ولی جدی هم نیست.
چطور میشود اینها را با هم جمع کرد؟
این همان ایستادن بر لبۀ تعادل است. تعادل بودن و انجام دادن. تعادل ذهن.
*
✍🏻 نانوشتنی
unwritable.org
