3 دقیقه.
دموکراسی در ایران سال ۱۴۰۴
***
این روزها دعواهای سیاسی در ایران بسیار داغ شده اند. در فضایی که آدمها از خشم بر یکدیگر اسلحه میکشند، لازم دانستم که کمی در این شلوغی بنویسم تا کمی ذهن ها به سمت دموکراسی روشن بشود. در نانوشتنی در موضوع مسوولیت قبلا صحبت شده است و دموکراسی در واقع محصول مسوولیت است.
دموکراسی یعنی مردم هر یک به تنهایی احساس مسوولیت میکنند نسبت به جمعی که در آن هستند.
پس اگر هر کسی مسوولیت شخصی خودش را خوب بشناسد جامعه به صورت طبیعی دموکراتیک میشود.
برای رسیدن به دموکراسی چاره ای نیست جز کار کردن روی آگاهی شخصی برای تک تک آدمها.
مسوولیت شخصی من این است که بنویسم. این نوشتن ها باعث شفافیت در ذهن من و نهایتا در ذهن جمعی میشود و این طوری است که مسوولیت شخصی تبدیل به مسوولیت جمعی میشود.
اگر چه حداقل آرامشی که لازمه ی خواندن است این روزها کمیاب شده است ولی این موضوع از مسوولیت نوشتن من کم نمیکند.
ریشه های دموکراسی در معنویت است.
برای داشتن دموکراسی باید هر کس ایگوی شخصی خودش را کمی کمرنگ کرده باشد و بتواند هویت بزرگتری به خودش بگیرد. این هویت جدید که هویت اجتماعی است باعث میشود مرز های بین آدمهای مجزا کمرنگ بشود. وقتی این مرزها کمرنگ شد آدمها دیگری را مثل خودشان می بینند.
در این صورت است که میتوانند بدون عکس العمل به دیگری گوش بدهند.
تنها در این صورت است که میتوانند دیگری را بشنوند و گفتگو داشته باشند.
تنها در این صورت است که میتوانند دیگری را تحمل کنند و دموکراسی داشته باشند.
ریشه های دموکراسی در معنویت است.
چون معنویت باعث از بین رفتن خشونت میشود. معنویت واقعی باعث ایجاد تحمل میشود.
نهایتا دموکراسی لوازمی دارد و میوه هایی.
یکی از لوازم دموکراسی آزادی بیان است.
کسی که دارای ایگو است نمیتواند دیگری را تحمل کند بنابراین آزادی بیان را تحمل نمیکند. چنین کسی به جای گفتگو، جنگ میکند. چنین کسی پاسخ سوال کننده را با گلوله میدهد.
یکی دیگر از لوازم دموکراسی تقسیم قدرت است.
کسی که دارای ایگو است به دنبال بدست آوردن کنترل است. معنویت باعث میشود که عطش کنترل و قدرت تعدیل بشود. معنویت باعث میشود کنترل و قدرتی هم اگر در دست کسی است، در راستای خیر جمعی استفاده شود.
معنویت باعث میشود که شفافیت ذهنی داشته باشی. کسی که شفافیت ذهنی داشته باشد برده نمیشود. سرباز نمیشود. ظلم نمیکند. دیگری را نمیکشد.
از لوازم دموکراسی سکولاریزم است. یعنی همه شمولی. یعنی حکومت باید خدماتش را به صورت یکسان به تمام ایدئولوژی ها بدهد. یعنی شامل شوندگی خدمات حکومت.
از میوه های دموکراسی امنیت و آرامش و گفتگوی سیاسی و داشتن احزاب است.
از میوه های دموکراسی انتقال صلح آمیز قدرت است.
انتقال صلح آمیز قدرت هم ریشه در معنویت دارد. یک انسان معنوی به قدرت نمیچسبد. فقط یک انسان معنوی میتواند قدرت را و شهوت را رها کند.
ایرانیان سالهاست در جستجوی دموکراسی و آزادی اند. اما این بار با سدی به نام ایگوی معنوی گرفتار شده اند. ایگو یا نفسانیت معنوی که در قالب مذهب خودش را نشان میدهد از ترسناکترین مظاهر ایگو است. این نفسانیت در قالب آیت الله های آدمکش خودش را نشان میدهد و تشخصی آن برای عوام بسیار سخت میشود.
این نفسانیت معنوی، کثیف ترین شکل ایگو است. که باید شناخته شود و با تاباندن نور آگاهی محو شود.
دموکراسی اگر چه مفهومی غربی به نظر میرسد اما ریشه در معنویت شرقی دارد. دموکراسی یکی از محصولات معنویت است.
معنویتی که شرق و غرب ندارد.
معنویتی که گاهی آنقدر در مقابل پرده های ذهن تار میشود که تقریبا گم میشود.
درست مثل خدایی که پشت ذهن پنهان میشود.
مثل حقیقتی که پشت کلمات است.
حقیقت نانوشتنی
*
✍🏻 نانوشتنی
unwritable.org
***
کشته سازی
عبارتی نسبتاً جدید از فرهنگ لغات جمهوری اسلامی
«کُشته سازی»
این لغت اختراع جدید ماشین کشتار جمهوری اسلامی است و دقیقا یعنی
«میکشم ولی میاندازم گردن دیگری»
«کشته سازی» اختراع جدید آنهاست. استفاده از فعل مجهول. یعنی هم میکشم هم انکار میکنم. همزمان.
این لغت نوعی تهدید در خودش دارد. یعنی اگر بیایی در خیابان کشته سازی میشوی! یعنی کشته میشوی و کشنده معلوم نمیشود!
اتفاقا خودم هم برایت مراسم عزای عمومی اعلام میکنم. خودم اشک تمساح میریزم.
اما قاتل چه؟
قاتل معلوم نیست! کشته سازی شده!
*
ترس
***
تویی که هنوز میترسی مستقیم به انقلاب ایرانیان بپیوندی.
تویی که هنوز از حرف زدن و شییر کردن حتی در این سر دنیا میترسی.
ترس از این که نتونی به ایران سفر کنی.
ترس از اینکه از خانواده ات دور بیافتی.
ترس از اینکه گیر جمهوری اسلامی بیافتی.
ترس تو طبیعیه.
تو تنها نیستی.
تصور کن ترس تو از ریشه از بین بره.
تصور کن کشورت آزاد بشه.
تصور کن که این ترس به زودی تموم میشه.
تصور کن دیگه لازم نیست خودت رو سانسور کنی.
من هم میترسم.
اما با هم ترسمان تمام میشود.
این کابوس تمام میشود.
بر ترس خودت غلبه کن.
پدیده ای به نام دیکتاتوری شیعی
احتمالا این سطح از نمایش دروغ در تاریخ سابقه نداشته است.
دیکتاتوری شیعه حکومتی است که:
- خودش هشدار میدهد که بیرون نیایید تا جلوی تیر قرار نگیرید
- خودش ارتباطات و اینترنت را قطع میکند
- خودش دستور قتل عام صادر میکند
- خودش قتل عام میکند
- خودش فرافکنی میکند و میگوید تروریستها کشتند
- خودش مظلوم نمایی میکند
- خودش عزای عمومی برگزار میکند
- خودش روضه خوانی میکند و ادعای قربانی بودن میکند
- خودش لشکرکشی خیابانی میکند
- خودش مردم را محاکمه میکند
- خودش از مردم اعتراف اجباری میگیرد
- خودش اعدام میکند
نام این را نمیدانم چه بگذارم!
دروغ در دروغ در دروغ در دروغ در دروغ!
و من در عجبم که آیا هنوز کسانی باور میکنند؟
