عقدۀ حقارت، ارمغان ذهن و مادیات

2 دقیقه.

عقدۀ حقارت، ارمغان ذهن و مادیات

***

تقریبا اکثر مشکلات ناشی از روابط است و اکثر مشکلات روابط ناشی از عقده‌ی حقارت یا عکس آن خود برتر بینی است. از کودکی خاطراتی دارم مبنی بر این که بعضی از بچه های کلاس که من واقعا هیچ ارتباط خاصی با آنها نداشتم جلوی من را می‌گرفتند و می‌خواستند با من  دعوا کنند. من واقعا سرم در کار خودم بود و هیچ ارتباط یا حس منفی یا مثبتی نسبت به آنها نداشتم ولی آنها درونشان حس حسادتی داشتند و این باعث میشد که سعی کنند با من دعوا کنند. آن موقع به سادگی این حس را حسادت می‌نامیدم و فاصله می‌گرفتم.

بعدها در دهۀ چهل زندگی فهمیدم این حسادت در واقع نتیجۀ ذهن مقایسه گر و حقارت ناشی از آن است. 

اگر بی ذهنی را تجربه نکرده باشی، حتما درگیر ذهن خواهی بود و اگر درگیر ذهن باشی قطعا درگیر مقایسه می‌شوی و حسادت و دشمنی و مقایسه و رقابت نتیجۀ طبیعی آن است. 

ذهن و مادیات ناچارا با خودش مادیات و مقایسه می آورد. وقتی مقایسه کنی حتما خودت را بالاتر یا پایین تر از دیگری می‌بینی. تو خود واقعی ات را که غیر مادی است نیافته‌ای. 

پس در این سفر زندگی، وقتی در حال یافتن خودت هستی دو حالت بیشتر روبروی تو نیست. 

یا خودت را بالاتر از دیگری میبینی که نتیجه میشود خودبرتر بینی و غرور. 

یا خودت را پایین تر از دیگری می‌بینی که نتیجه می‌شود خود کم بینی و حسادت.

مقایسه های تو هم در حوزۀ مادی است. 

یا خودت را با بدنت مقایسه می‌کنی یا با ذهنت. اگر مقایسه در زمینۀ بدن باشد خودت را جوان تر یا زیباتر یا دارا تر یا زشت تر یا پیر تر یا ندار تر می‌بینی.

اگر مقایسه در زمینۀ ذهن باشد خودت را دانا تر یا باهوش تر یا خنگ تر و نادان تر می‌بینی.

تو مدام بین این خود کم بینی و خود بزرگ بینی در حرکتی. 

تا وقتی خود واقعی ات را پیدا نکنی متاسفانه خود کم بینی و خود بزرگ بینی تنها گزینه های تواند. 

خود بزرگ بینی و خودکم بینی که هر دو انحرافاتی در زمینه هویت هستند منجر به اختلافات و جنگها میشوند.

اما چطور این موضوع به طور کامل از بین می‌رود؟ راه حل چیست؟

راه حل نهایی برای این مساله، کشف خود واقعی‌ات است. خودی که نه بدن است و نه ذهن. 

این خود فقط از طریق مراقبه در درون و تجربۀ سکوت یا مدیتیشن بدست می آید.

در واقع وقتی بدانی خود واقعی تو کامل و غیر قابل مقایسه است و تو نوری از خداوند هستی دیگر خودت را نه بالاتر می‌بینی و نه پایین تر. 

در برابر خداوند همه یکسان و برابرند. 

در برابر خداوند همه انعکاسی از اویند. 

در برابر خداوند همه آنقدر کوچکیم که تقریبا وجود نداریم. 

در برابر وجود خداوند این بدن و این ذهن تقریبا هیچ وجودی حساب نمی‌شوند. هر دو موقتی و میرا هستند. 

اگر کسی در این درک و در این وضعیت وجودی بماند دیگر هیچ گاه خودش را بالاتر یا پایین تر از موجودات زندۀ دیگر نمی بیند. این نوشته تلاشی بود برای حرکت به سمت آن وضعیت. 

✍🏻 نانوشتنی

unwritable.org

Rasool

Rasool

من کیستم؟ من در بهترین حالت آینه‌ای هستم برای تو!
روزی از آینه پرسیدند تو کیستی؟ گفت آنچه تو می‌بینی!

مقاله‌ها: 1536

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *