محور زمان و آگاهی

1 دقیقه.

محور زمان و آگاهی

***

اگر‌محور‌‌ زمان را به سه قسمت کنیم می‌توانیم سه حالت و وضعیت برای آگاهی مشاهده کنیم. 

حالت ١

در این وضعیت افکار و احساسات خودبه‌خود اتفاق می‌افتند و ما از آن ها آگاه نیستیم. اکثر حیوانات و بیشتر مردم در بیشتر زمان ها در این وضعیت هستند. یعنی افکار و احساسات برای آنها به صورت غریزه اتفاق می‌افتد و آنها بر اساس آنها عمل و زندگی میکنند. 

احساساتی شبیه ترس و خشم یا همان شهوت و خشم یا در اقتصاد ترس و حرص تعیین کنندۀ رفتار انسان هاست. 

در موقع خواب هم ما چنین هستیم. یعنی بدن و غرایز هستند ولی به آنها آگاه نیستیم. 

حالت ٢

این حالت شروع آگاهی و بیداری است. یعنی مثلاً ما خشم یا افکار را داریم ولی تفاوت این است که به آنها آگاهیم. یعنی یک بیننده یا داننده هست و یک حس کننده. 

اینجا مشاهده کننده در حال مشاهدۀ افکار و احساسات است. 

در مدیتیشن معمولاً میتوان به این حالت رسید. 

در این مرحله فرد به خود آگاهی میرسد. یعنی از افکار و احساسات خودش آگاه می‌شود. می‌تواند آنها را از بیرون ببیند. ثبت کند و توضیح بدهد. 

می‌تواند شرطی شدگی های ذهنش را ببیند و از آنها فاصله بگیرد. 

در این حالت به مرور ما از این افکار و احساسات می‌توانیم جدا بشویم. 

اینجا هنوز زمان وجود دارد. یعنی گذشته و آینده را هم به صورت افکار می‌بینیم. 

مسیر معنوی در این جا با خودشناسی یکی می‌شود. یعنی درون نگری لحظه به لحظه. 

یعنی دیدن تک تک افکار و احساسات و جدا شدن از آنها. 

حرکت از حالت یک به دو با تمرین ممکن است ولی رفتن به حالت سه دست هیچکس نیست. فقط لطف الهی باعث می‌شود کسی وارد این عرصه بشود. 

حالت ٣

این حالت مدیتیشن عمیق است. یعنی مشاهده کننده و حس کننده یکی می‌شوند. 

مفهوم خود از بین می‌رود و فقط یک آگاهی وجود دارد. 

شبیه حالت فنا. 

یا شاید شبیه مرگ. البته هنوز زنده ایم و می‌دانیم که زنده ایم. 

اینجا فرد می‌فهمد که حضوری فراتر شده است. 

فرد با جهان و خدا یکی می‌شود. 

این حالت یگانگی است که افراد کمی قبل از مرگ فیزیکی به آن نائل می‌شوند. 

در این وضعیت حافظه و ذهن تقریباً متوقف می‌شوند پس خاطره ای هم نمی‌توان از آن ثبت کرد. نمی‌توان آن را نوشت یا توضیح داد یا فهمید. 

این همان درک خداست. 

اینجا حالت بی زمانی است. 

یا بودن در وضعیت لحظه. 

یا عشق!

Rasool

Rasool

من کیستم؟ من در بهترین حالت آینه‌ای هستم برای تو!
روزی از آینه پرسیدند تو کیستی؟ گفت آنچه تو می‌بینی!

مقاله‌ها: 1535

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *