چپ یا راست؟ راست، راست راست!

1 دقیقه.

چپ یا راست؟ راست، راست راست!

***

شاید گاهی این سوال پیش بیاید که چپی هستی یا راستی؟

چپ و راست دو دیدگاه است. دو دیدگاه سیاسی یا اجتماعی یا تاریخی وحتی اقتصادی.

مثلاً سوسیالیست یا لیبرال. چین یا آمریکا. در احزاب هم همینطور است. مثلاً حزب جمهوری خواه یا دموکرات.

تقریباً در هر جایی یا هر دولتی یا هر کشوری که نگاه کنی تمایلات چپ گرایانه یا راست گرایانه را می‌توانی از هم تشخیص بدهی. دو جریان جدا اینجا هست.

ریشه و مبدأ این جدایی، ریشه در مفهومی عمیق به نام عدالت دارد. عدالت هم بیشتر مفهومی فلسفی و عرفانی است تا سیاسی.

پس من اینجا نظر خودم را در مورد چپ و راست عرفانی بیان می‌کنم.

من از نظر فلسفی-عرفانی راستی ام. راست افراطی. اما این یعنی چه؟

در عرفان راست یعنی پذیرش ولی چپ یعنی شورش. در سیاست هم همینطور است.

در عرفان راست یعنی خدا هست ولی چپ یعنی خدا نیست.

در عرفان راست یعنی مقام تسلیم و رضا، ولی چپ یعنی شکایت.

وقتی حافظ گفت،

زان یار دلنوازم شکری است با شکایت!

شکر او از راست گرایی اوست و شکایت او از چپ گرایی اش.

من دنیایی را تصور می‌کنم که در یک لحظه راست بشود. در یک لحظه بخشش اتفاق بیافتد.

در همین لحظاتی که در حال نوشن هستم دیکتاتوری ۵٠ ساله ای در سوریه شکست خورده و دیکتاتور فرار کرده و گروههای مردمی که پنجاه سال زیر ظلم بوده‌اند دو راه دارند.

بخشش یا انتقام.

اگر ببخشند و عبور کنند، کشوری خواهند ساخت آباد و آزاد.

اگر نبخشند و در چرخۀ انتقام بیافتند، دیکتاتوری دیگری قطعاً زاییده می‌شود.

شکی در این نیست که دیکتاتور ظلم کرده است. شواهد و زندان‌ها و گورهای دسته‌جمعی فراوان است. نمی‌گویم اینها را نبینیم و بی تفاوت باشیم. من هم گریستم. من هم همراه مردم سوریه گریستم.

اما راه راستی هم هست!

راه بخشش. راه راست. راه عدم انتقام.

جالب است که مردم سوریه مردمی مذهبی و مسلمان اند. همۀ آنهایی که با هم می‌جنگیدند به خدایی اعتقاد داشتند.

سوریه شبیه ایران است. شبیه جایی که من در آن به دنیا آمدم. انقلاب ایران که شورشی علیه دیکتاتور بود منحرف شد. متمایل زیادی به چپ شد. ظلم شد. و ظلم تکرار شد. دیکتاتور های دیگری متولد شدند.

در حوزۀ فلسفه و سیاست و جامعه و نهایتاً عرفان، تنها راه نجات، راه راست است.

راه راست، بیشتر شبیه گروههای راست است.

یعنی چه؟

یعنی یکبار برای همیشه ببخشیم و عبور کنیم.

یعنی انتقام را به خداوند بسپاریم.

یعنی خودمان شخصاً و راسا، پا در جای خداوند نگذاریم.

یعنی ما نخواهیم که عدالت را جاری کنیم. یعنی اعدام انقلابی نکنیم. یعنی خودمان را معیار حق و باطل ندانیم.

خیلی سخت است. درک اش سخت است. پذیرشش سخت است. مخصوصاً وقتی بی عدالتی جلوی چشمانمان باشد.

اما به هرحال من بین چپ و راست، راست را انتخاب می‌کنم.

Rasool

Rasool

من کیستم؟ من در بهترین حالت آینه‌ای هستم برای تو!
روزی از آینه پرسیدند تو کیستی؟ گفت آنچه تو می‌بینی!

مقاله‌ها: 1535

یک دیدگاه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *