1 دقیقه.
کار بودا – ٣ – روز اول
***
امروز صبح ساعت ۶:٣٠ هم مثل مابقی روزهاست با این تفاوت که خودم را احتمالا کمی بیشتر در خدمت جامعه گذاشتم.
علاوه بر کارهای دیگر یکی از کارهای من نوشتن است. نوشتن تجربیات معنوی در کار مادی!
اول شکرگزارم. شکرگزار از داشتن این فرصت. فرصت بودن در میان آدمها و سلامتی خدمت. شکرگزارم که چنین فرصتی بدستم آمده. هم از کل و هم از تمام اجزاء.
بدون هیچ کاغذ و قراردادی شروع کردم که شاید مرسوم نباشد اما باکی نیست.
https://unwritable.org/?s=قرارداد&post_type=post
با دوستی که صحبت میکردم یک اشتباه کردم و آن رفتن در تلۀ قربانی و مقایسه بود. در اثر مقایسه گفتم دارم از جای پایینی شروع میکنم و بلافاصله وارد فاز قربانی شدم که این پایین آمدن احتمالا تقصیر جدایی و اینهاست.
و بلافاصله پاسخ گرفتم. پاسخی که طرف مقابل داد هم مقایسه من با یک قربانی دیگر و ادعای کمک به من و شاید هم کمی منت! البته من کمک دیگران را که نوعی چرخش انرژی است با عشق میپذیرم.
اما مگر اعداد طوری نیست که عدالت رعایت بشود؟
قرار است این معامله عادلانه باشد. دیگر هیچ جای منت برای کسی نیست.
مسوولیت تمام این ماجرا با من است. این انرژی خود من بود که به خودم بازگشت.
مورد دیگر احتمالا اضطراب و نگرانی من بود. این نگرانی این طور به من نشان داده شد که از من طلب تعهد بلند مدت شد.
این قسمت را باید دقیق بنویسم و مذاکره کنم. تعهد به چه؟ آیا این تعهد دوطرفه است؟ یا فقط یک طرفه؟مگر ازدواج است؟ قطعا قرارداد شامل تعهدهایی از طرفین است. شروط طلاق چیست؟ در چه صورتی میتوان همکاری را متوقف کرد؟ اینها باید دقیق نوشته، تفهیم و امضا بشود.
هیچ تعهد نانوشته ای را نمیپذیریم غیر از تعهدی که نسبت به خودم و وجدانم داشته باشم. مابقی باید حتماً مذاکره و تفهیم و ترجیحاً مکتوب بشود. در موضوع تعهد نوشتهها اینجاست.
https://unwritable.org/?s=تعهد&post_type=post
در مورد آینده و رابطه من با آینده هم مفصل اینجا نوشتهام.
https://unwritable.org/?s=آینده&post_type=post
✍🏻 نانوشتنی
unwritable.org
