1 دقیقه.
کار بودا – ۱۲ – تقسیم بندی آدمها
***
دنیای مادی و بیزینس دنیای تقسیم بندی هاست. تو مشتری هایت را بر اساس پولشان تقسیم بندی میکنی. آدمها را تقسیم بندی میکنی و برای هریک عددی اختصاص میدهی. در بیزینس باید عدد ها را دنبال کنی. بیزینس، بازی اعداد است.
آیا من هم باید آدمها را تقسیم بندی کنم؟ آیا باید آدمها را بر اساس عددشان تقسیم کنم؟ آیا باید آدمها را بر اساس سودی که به من میرسانند تقسیمبندی کنم؟
اگر دنبال سود و عدد هستی باید اعداد را دنبال کنی ولی نهایتا تو تبدیل به بانک میشوی. بانکی که مشتریهای غیرمهم و مهم دارد.
اما اگر دنبال آگاهی هستی، خیر.
تقسیم بندیها کار ذهن است و فقط در حد نیاز باید انجام بشود.
من حرف هایم را میزنم.
این که طرف مقابل چقدر بگیرد یا نگیرد مشکل من نیست.
وظیفه و مسوولیت من حرف زدن است.
وظیفه و مسوولیت من نوشتن است.
آگاهیِ دیگران و میزان دریافت آنها، نه وظیفۀ من است و نه مسوولیت من.
تغییر دادن دیگران نه وظیفۀ من است و نه مسوولیت من.
آگاهی از خودم مهمترین وظیفه و مسولیت من است.
این یعنی تغییر دنیا از راه درون.
برای بودا مهم نیست که چه کسی در چه طبقهای است. برای بودا مهم نیست که شخص مقابلش آگاه است یا نه.
او کار خودش را میکند، وظیفۀ او قضاوت آگاهی مردم نیست.
اگر چه بودا هرچه خالص تر میشد میتوانست واضح تر دیگران را ببیند.
هرچه به نور اصلی و نور درون خودت و نور درون آدمها نزدیک باشی میتوانی تاریکی ها را هم واضح تر ببینی.
آگاهی خودش این کار تقسیم را به بهترین شکل انجام میدهد. آن کسی که باید سر راه تو باشد و آن کسی که باید بخواند یا بشنود خود به خود برایش این اتفاق میافتد. اگر کسی اصلا نمیتواند نانوشتنی را بخواند این دقیقا همان است که باید باشد.
اگر کسی هم میخواند این دقیقا همان است که باید باشد.
بازی بودا، بازی آگاهی است.
این بازی، بین آدمهاست. در این بازی، اعداد جایی ندارند.
نتیجه این که، تقسیم بندیِ آدمها، فقط برای رسیدن به اهداف مادی و به صورت حداقلی باید انجام بشود.
اصل، همان آگاهی است.
بدون تقسیم بندی.
بدون عدد.
خالص و کامل و جاری
*
✍🏻 نانوشتنی
unwritable.org
