1 دقیقه.
کار بودا – ۴ – کتاب قانون و موقعیت کاری
***
سالهاستکه مینویسم. اتفاقات زندگی و تجربیاتم را مینویسم. جواب مسائل زندگی را سعی میکنم پیدا کنم و اینجا بنویسم. بعد از مدتی مسایل تکرار میشوند و فقط کافیست یک جستجویی در نانوشتنی بکنم تا جواب قبلی را پیدا کنم.
این دقیقاً کاری است که در قانون انجام میدهند. هر مسأله یا اختلاف قانونی که اتفاق میافتد قاضی نگاه میکند میبیند در گذشته چه اتفاقات مشابهی افتاده و چه حکم هایی صادر شده.
معمولاً بیشتر آدمها هم همین کار را میکنند. یعنی برای پیدا کردن جوابِ سوالهای زندگی شان خیلی تلاش نمیکنند بلکه جوابهای آماده را با نگاه کردن به دیگران برمیدارند. حال هرکسی بهتر بتواند تقلید کند معمولاً موفق تر شناخته میشود.
حالا اما من کتاب قانون خودم را دارم. یعنی هروقت موضوعی در ذهنم مسأله میشود در نانوشتنی به دنبالش میگردم.
موضوع امروز کار بالا یا پایین است. قبلاً اینجا در موردش نوشتم.
دیشب دوباره این مسأله در ذهنم بود. مسأله نگرانی از بودن در جایگاه کاری و پتانسیل های خودم بود. این که آیا مسیرم درست است؟
آیا این کاری که انجام میدهم در شأن من و در سطح تواناییهای من است؟
و حالا جوابی دیگر مشابه جواب قبلی ولی احتمالا با ادبیاتی دیگر.
خود این سوال دارای پیش فرض اشتباهی است. پیش فرض این است که اولا من با کار هم هویت شده ام. ثانیاً مقایسهای هست با دیگران. ثالثا نگرانی از اینکه به پتانسیل های خودم فعلیت نتوانم بدهم یعنی نوعی نگرانی از آینده. و رابعاً این که آیا به اندازۀ کافی بازگشت مالی برایم دارد یا نه.
و حالا جواب.
وقتی که بدون منیت باشی واقعاً مهم نیست چه کاری میکنی. بلکه کیفیت خود تو مهم است. کیفیت خود من بدون مقایسه با دیگری. چون کیفیت کاملاً شخصی است.
نگرانی از نرسیدن به پتانسیل ها هم بی مورد است. چون عدالت همواره جاری است. و وقتی عدالت جاری باشد حتماً به پتانسیل های خودم میرسم و حتماً بازگشت مالی مناسب به من خواهد رسید. اینجا نیاز به نوعی اعتماد است. اعتماد به وجود عدالت کامل و بی نقص.
پس جواب این مسأله به طور خلاصه این است.
حضور در لحظه و توجه به کیفیت خودم در لحظه بدون توجه به نوع کار. سپس اعتماد به آگاهی و عدالت بی نقص جهان.
✍🏻 نانوشتنی
unwritable.org
