1 دقیقه.
کتاب نانوشتنی ۴
***
ایدهای هست برای چاپ نانوشتنی. اینجا هر دو سمت این ایده را بر له و بر علیه آن مینویسم. ببنیم کدام پیروز میشود.
١- نانوشتنی باید چاپ شود.
بهتر است پیام نانوشتنی به دست آدمهای بیشتری برسد. خواندن از روی کتاب آسان تر است. کتاب انسجام خودش را دارد. نیاز به تکنولوژی پیشرفته ندارد. کتاب اصالت و هویت خودش را دارد. هر کدام از دسته بندی های نانوشتنی میتواند یک جلد کتاب بشود. کتاب ماندگار تر است. کتاب هدفمند تر است.
این کتاب اگر متجلی شود میراث تو میشود!
تو تلاش خودت را بکن.
میتوانی چندین جلد کتاب از آن در بیاوری.
تو نیکی میکن و در دجله انداز!
٢- نیازی به چاپ کتاب نانوشتنی نیست.
اسم این مجموعه نانوشتنی است. این یعنی چاپ نشدنی هم هست.
معتقدم حقیقت یا خداوند، نوشتنی نیست. حقیقت چیزی نیست که بتوان در کلمات محدودش کرد. تاکنون هزاران کتاب در مورد حقیقت نوشته شده. مثلاً قرآن و انجیل و کتب عرفانی کم نداریم. دیوان حافظ و مثنوی و دیوان مولانا کتابهایی هستند نزدیک به حقیقت، ولی بازهم، حقیقت از آن ها بزرگتر است.
خداوند به هر که بخواهد حقیقت را میرساند.
کتاب معمولاً دارای هدفی است. میخواهد به جایی برسد. اما نوشتن از نانوشتنی مثل یک بازی است. یک بازی ذهنیِ بدون هدف! پس نیازی به جدیت کتاب نیست!
بین موسای باسواد و شبان بی سواد، حقیقت یکسان تقسیم شده.
این نوشتهها اگر نشانی از حقیقت داشته باشند توسط همان حقیقت به دست آدمهای جستجوگر خواهد رسید.
پس نیازی به تلاش بیشتر نیست.
این نوشتهها در پس ذهن بشر و در لابلای اینترنت و در جیب تمام مردم دنیا در دسترس خواهند بود.
چاپ کتاب نوعی بازگشت به عقب است.
خاموش باش و آگاهانه زندگی کن!
معمولی و در خفا!
و در سکوت!
