<1 دقیقه.
خدا-مسوولیت-تعهد
***
مفهوم خدا بیشتر برای فرار از مسوولیت استفاده شده است. اگر مفهوم خدا را کنار بگذاری، خودِ تو مسوول میشوی. معمولاً خدا بهانهای است که بی مسوولیتی های خودمان را گردن او بیاندازیم.
از طرف دیگر مفاهیمی هست مثل توحید افعالی یا توکل و یا نخواستن و یا تسلیم، که اینها هم درستند.
اما نمیدانم کدام درست تر است.
مکاتبی مثل راه بودا یا مسیر یوگا که معمولاً خدا را نفی میکنند عموماً بهتر عمل میکنند.
بهتر است سوال را اینطور مطرح کنم. خدایا مسوولیت من چیست؟
اولین و دقیقترین مسوولیت من «آگاهی» است.
آگاهی از لحظه. آگاهی از خودم.
مابقی چیزها در اولویت های بعدی اند.
مسوولیت هایی که جامعه و دیگران تعریف میکنند را باید دور انداخت. اما چه کنیم که به دام تنبلی و بی مسوولیتی نیافتیم؟
راه حل، رفتن بیشتر و بیشتر به مسیر آگاهی و توجه به خود و لحظه است.
اگر از لحظه آگاه شوی مسوولیت تو هم مشخص میشود.
مثل قدمهای کوچکی که منجر به سفری طولانی میشود مسوولیت هر فکری که در سرت میآید را بر عهده بگیر.
مسوولیت هر کلمهای که مینویسی را بر عهده بگیر.
مسوولیت هر اقدامی که در گذشته کردی را به عهده بگیر.
مسوولیت هر لقمهای که میخوری را بر عهده بگیر، هر قدمی که برمیداری، هر نفسی که میکشی.
مسوولیت شادی و غم خودت را بر عهده بگیر.
