<1 دقیقه.
خرافاتِ مسیرِ معنوی
***
چیزهایی هست که در جهان مادی میبینیم و هر آنچه نمیبینم چیزهایی است که نمیدانیم.
این جمله بدیهی به نظر میرسد ولی قصدم از گفتن آن، تاکید بر ندانستن است.
مسیر معنوی، مسیر ندانستن است نه مسیر دانستن.
خداوند، نانوشتنی است نه نوشتنی.
هر وقت کسی بیاید ادعا کند که من از خدا میگویم یا از معنویت میگویم حتی اگر راستگو باشد و از تجربۀ واقعی خودش بگوید بهتر است از او دوری کنید.
آیا ندانستن، یعنی وجود ندارد؟ خیر!
آیا میگویم خدا وجود ندارد؟ خیر!
آیا میگویم خدا وجود دارد؟ خیر!
ایستادن در محل ندانستن، سخت ترین کار است و نیازمند شکستن ایگو.
اگر کسی بگوید میدانم خدا چنین است و چنان، از او دوری کنید.
کسی که شروع به گفتن از معنویات بکند معمولاً یا کلاهبردار است یا دارای ایگوی معنوی بزرگ!
تمام تلاش من در نانوشتنی، ایستادن در مرز دانستن و انکار است.
ما نمیدانیم مرگ چیست. ما نمیدانیم زندگی چیست. ما نمیدانیم خدا چیست.
ما نمیدانیم اتم چطور کار میکند. ما نمیدانیم کهکشان چطور کار میکند.
آن چیز کمی که میدانیم برای همین زندگی مادی است. مثلاً چطور کشاورزی کنیم و ماشین و هواپیما بسازیم.
میخواهم بیشتر کودک بشوم. تسلیم بشوم. میخواهم در همین وادی ندانستن بمانم.
همیشه باز، همیشه کنجکاو و همیشه تشنۀ دانستن!
