<1 دقیقه.
تلۀ ایگوی خوب!
***
در مورد ایگوهای منفی صحبت زیاد شده است. اما ایگوهای خطرناک تر معمولاً ایگوهای مثبت اند. مثلا ایگوی معنوی. یا ایگوی خوب!
احساس میکنم خیلی ها با خواندن نانوشتنی در ذهن خودشان ایگوی خوبی از من ساختهاند. این بسیار خطرناک است.
اگر من از عشق مینویسم لزوماً همواره در عشق نیستم.
اگر من از ایگو مینویسم لزوماً همواره بدون ایگو نیستم.
من هم مثل همۀ انسانها دارای بدن و ذهن و احساسات و ایگو هستم.
چون بدن دارم نیازهای بدن را هم مثل همه دارم. مثل نیاز به خوردن و خوابیدن و سکس کردن!
چون احساسات دارم، همه گونه احساسات را تجربه میکنم. مثلاً همواره احساس عشق و یگانگی ندارم! گاهی هم احساس غم یا پوچی یا حتی خشم و حسادت و حرص و غرور و غیره را دارم. مهمترین تلاش من پاکسازی احساسات نیست بلکه آگاهی به احساسات است.
چون ذهن دارم ذهن من هم مثل همۀ آدمها کار میکند. ذهن جدا سازی میکند. قضاوت میکند. پشت سر دیگران تصویر سازی میکند. گاهی غیبت میکند.
پس لطفاً لطفاً لطفاً هیچگونه تصویری چه مثبت و چه منفی از من نسازید!
حتی شاید خودم روزی اسم خودم را پاک کنم تا این تصویری که در این نوشتهها ساخته میشود به اسم من رسول متصل و منصوب نشود!
زندان با میله های طلایی بسیار خطرناک تر از زندان معمولی است.
من آنطور که ذهن من و شما میگوید نیستم.
من خوب نیستم!
من بد هم نیستم.
من فقط هستم!
