2 دقیقه.
کاهش انسان به پول -٢
***
یکی از تبعات مادی گرایی افراطی، کاهش انسان به پول است. وقتی انسان را به ماده تقلیل بدهی ناچاراً او را به پول تقلیل خواهی داد.
متاسفانه این موضوع در زنان در طول تاریخ بیشتر اتفاق افتاده است. زنانی که بدن خودشان را در ازای چیزی مادی در اختیار کسی میگذاشتند. بعدها قوانین ازدواج طوری شد که زنان در ازای دریافت مقداری پول تحت عناوین مختلف مثل مهریه یا سکه یا حلقۀ طلا و الماس و غیره خودشان را میفروختند.
امروزه حتی بعد از مدرن شدن جوامع، کاهش انسان و به خصوص زن ها به پول به وفور وجود دارد. زنی که برای استخدام شدن باید حتماً سکسی به نظر برسد یا سایز باسن او به عنوان معیار صلاحیت استخدام به عنوان منشی یا فروشنده در نظر گرفته میشود خودآگاه یا ناخودآگاه در همین دام افتاده است. یا زنی که بدنش را برای یک ساعت در ازای پول اجاره میدهد.
این مسأله نهایتاً به مردان هم سرایت میکند و مردها فقط به ماشین تولید پول یا بدن یا تولید کنندگان اسپرم تقلیل پیدا میکنند.
تمام این زشتی ها نتیجۀ مستقیم عدم تعادل در بازی مادیات و معنویات است.
حتی در حوزۀ فردی و روانشناسی اگر شخصی خودش را بدن بداند هیچگاه ارزش و عزت برای خودش پیدا نخواهد کرد. چیزی که از زنان شروع شد حالا به مردان هم سرایت کرده است. مردانی که عضلات خودشان را نمایش میدهند یا سایز آلت یا ماشین گران خودشان را عامل ارزش خودشان میدانند هم خودشان را به پول کاهش دادهاند.
چنین اشخاصی خودشان را تنها و تنها با فرم یا ماده میشناسند و همواره احساس ترس و مقایسه و بی ارزشی را با خودشان حمل میکنند.
جوامع غربی که معنویت را نادیده گرفته اند به صورت جمعی در چنین شرایطی هستند. احترام واقعی به بچهها و پیرها وجود ندارد. چون بچهها و پیرها توجیه اقتصادی ندارند.
احترام ها مصنوعی و خریدنی است. لباس و نمایش و ظاهر از همه چیز مهمتر میشود.
وقتی زنی چنین کاری با خودش بکند برای شوهرش هم هیچ احترامی قائل نیست. شوهر او فقط تا زمانی احترام دارد که کار تامین مادی را انجام میدهد. به محض پیر شدن یا بیمار شدن یا هر ضعف مادی دیگر، چنین زنی احترام را نسبت به شوهرش از دست میدهد.
برای زنها هم همینطور است. زنی که زیبایی بدنش را با پول معاوضه کند به محض از دست دادن زیبایی جنسی، در چشم خودش یا شوهرش دیگر هیچ ارزشی نخواهد داشت.
پس مادی گرایی افراطی، نه تنها برای سلامت روانی و عزت نفس سم کشنده است بلکه برای روابط هم مثل سمی نابود کننده است.
شاعران ما به زیبایی هرچه تمام صدها سال پیش چنین هشدارهایی به ما دادهاند. اشعار و مفاهیمی که هنوز زنده و کاربردی اند.
تن آدمی شریف است به جان آدمیت
نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
یا
مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم
در حوزۀ محیط زیست هم وقتی انسان خودش را به پول کاهش میدهد به ناچار طبیعت و زمین را هم به پول و عدد کاهش میدهد. از چنین تفکری کاری جز سوءاستفاده از طبیعت و نابود کردن تعادل ظریف و شکنندۀ طبیعت بر نمیآید.
چنین تفکری در مقیاس جهانی میشود نابودی منابع حیاتی زمین مثل رودخانه ها و اقیانوس ها و نابود کردن خاک و آلوده کردن هوا.
چنین تفکری که صرفاً بر مبنای اقتصاد و عدد و پول باشد به صورت دیوانهوار به استخراج از زمین ادامه میدهد و نهایتاً خودش را نابود میکند.
نوشتۀ قبلی در این موضوع


