1 دقیقه.
کار بودا – ۵ – محیط کار
***
امروز در محیط اداری هستم. دو روز هم در محیط پروژه و ساخت و ساز بودم. هدف این نوشته فقط مرتب کردن ذهن است. همین که شروع به نوشتن میکنم ذهنم کمی آرامتر میشود.
محیط ساخت و ساز پر است از آدمهای خسته. آدمهایی که از نظر فیزیکی معمولاً قوی هستند و محیط بسیار مردانه و خشن است.
امروز در محیط اداری هستم. جلسات آنلاین و دفتر مدیریت پروژه.
اینجا صحبت کردن است و دیدن نقشه ها و ایمیل و کاغذ بازی. آدمهای زیادی را دیدم. چیزی که بیشتر از همه از آن متنفرم این است که بنشینم پای کامپیوتر و ادای کارکردن را در بیاورم.
آدمها نقش هایی را بعد از مدتی به خودشان میگیرند و در آن فرو میروند.
محیط مدیریت پروژه قطعاً از نظر فیزیکی آسان تر است. لازم نیست لباس و کلاه ایمنی داشته باشی. ولی از نظر فکری کمی پیچیده تر است. باید ذهن را آرام نگه داری.
شخصاً کار فیزیکی را دوست دارم. فعلاً سر و صدای زیادی میآید و امکان تمرکز کردن نیست.
بازی دیگری که خیلی معمول است بازی مشغولیت است. یعنی همه در حال دویدن هستند. یا باید نشان بدهند که مشغولند.
کاملاً این انرژی در آدمهایی که پشت کامپیوتر مینشینند معلوم است.
ساختار قدرت و سلسله مراتب هم کاملاً مشهود است. تقریباً تمام روابط مثل سلام کردن و صحبت کردن و تُن صدای آدمها تحت تاثیر قدرت است.
هر کسی نسبت به افرادی قدرت دارد و نسبت به دیگرافراد ضعف دارد.
به خاطر همین خلاقیت و هنر در این محیط ها کمیاب است.
دیگری مسأله زمان های آمدن و رفتن است که خیلی مشخص نیست.
مسوولیت آدمها متغیر است. بعضی مسولیت های بالا دارند بعضی مسولیت محدود.
دیدن محیط کار ساخت و ساز و محیط کار دفتری بعد از چند سال برایم جالب بود. کمی از حس های قدیمی در من زنده شد.
گیج شدن ذهن در محیط اداری برای من محتمل تر است چون نوع کار فیزیکی و ساده نیست.
هنوز خودم را در این محیط پیدا نکرده ام.
امروز با دو دوست صحبت کردم یکی شان تبریک گفت و دیگری گفت انتخاب اشتباهی کرده ام.
نظرات دیگران همینقدر گوناگون است.
*
✍🏻 نانوشتنی
unwritable.org
